روش ها

روش ها

نسخه های کاربردی و کوتاه

محل لوگو

نظرسنجی سایت

به نظر شما تولید محتوا در کدام حوزه بهتر است؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 125
  • بازدید دیروز : 106
  • بازدید کل : 247394

دارایی چیست؟(بخش اول)


ابتدا می خواهیم به شما یادآور شویم که نیازی به دارایی های بیشتر ندارید؛ که با همین مقدار دارایی می توانید زندگانی کامل و پر نشاطی داشته باشید؛ که پس از رفع نیازهای اولیه ی جسمانی، لذت بردن از زندگی ارتباط چندانی با پول ندارد؛ و اگر از جستجوی پول به خاطر پول دست بردارید، احتمالا وضع بهتری خواهید داشت.

دارایی آن است که از آنچه داریم استفاده کنیم و لذت ببریم، نه اینکه به فکر گردآوری هر چه بیشتر چیزهایی باشیم که خیال می کنیم ما را خوشبخت می کنند. ما هنگامی دارا هستیم که با وجود خویش کنار بیاییم و بدانیم هر آنچه که هستیم و هر آنچه که داریم، برایمان کافی است.

نکته جالب اینجاست که وقتی بتوانیم از داشته های فعلی خود لذت ببریم، بدست آوردن چیزهایی که می خواهیم، آسان تر و طبعا دلپذیرتر می شود.

دارایی شامل سلامتی، شادمانی، نعمت، آینده نیک، ثروت، عشق،محبت، همفکری، یادگیری، دانستن هدف، فرصت، لذت و تعادل است.

دارایی عبارت از نوعی نگرش نسبت به زندگی است.

1) دارایی سلامت جسمانی است

امرسون گفته است: «اولین دارایی، سلامت جسمی است.»

رابلیاس(Rabelias) گفته است« زندگی بدون سلامت، زندگی نیست، بلکه تنها حالتی از سستی و رنج است.»

بیکن(Bacon) نیز گفته است:« جسم سالم مهمانخانه روح است و جسم بیمار، زندان آن.»

آیزاک والتون(Izaak Walton) در سال 1653 نوشته است:« به وضع جسمانی خود بنگرید. اگر سالم هستید خدای را سپاس گویید و آنرا هم ارز وجدان پاک بدانید. زیرا سلامت جسمی دومین نعمت خداوند است که ما بندگان فانی، شایسته آنیم. نعمتی که با پول قابل خرید نیست.»

هنگامی که از سلامت جسمانی سخن می گوییم، منظورمان تنها نبودن حالت بیماری نیست. بسیاری از اشخاص، نداشتن بیماری را مساوی با سلامت جسمی می گیرند و همین که هیچ عارضه ای نداشته باشند خود را سالم می پندارند. از نظر ما معنای سلامت بسیار فراتر از این است. ما سلامتی را عبارت از وجود حالت از وجود حالت شادابی، سرزندگی، عشق، شور و شوق و شیفتگی می دانیم.

جان بیلینگز(John billings) می گوید:« در جهان فراوانند کسانی که وقت بسیار، صرف مراقبت از سلامت و بهداشت خود می کنند، چنان که فرصتی برای استفاده از تندرستی؛ برایشان باقی نمی ماند.»

نگرانی درباره بیماری، خود حالتی بیمارگونه است.افراد سالم، استفاده از مناظر زیبا و فعالیت های سال را به بعد موکول نمی کنند.

دارایی،خوشبختی و رضایت است

شادی و رضایت، بر خلاف آنچه که مردم تصور می کنند، به اموری که در خارج از وجود ما اتفاق می افتد بستگی ندارد. ویلیام کوپر(William cowper) گفته است:«طبیعت به ما نشان می دهد که خوشبختی، بیش از آنکه به امور بیرونی مربوط باشد به تصورات، بستگی دارد.»

ارسطو به اختصار می گوید:« احساس خوشبختی به خود ما بستگی دارد.» و شاگردش افلاطون در این باره بیشتر توضیح می دهد:« کسی که کاخ خوشبختی خود را با تکیه بر نفس خویش(و نه وجود دیگری) بنا می کند، بهترین طرح را برای زندگانی شادمانه برگزیده است.»

یک ضرب المثل قدیمی می گوید:« برای کسی که دل خوش داشته باشد همیشه عید است.» خوشبختی در تملک اشیاء نیست، بلکه نوعی سلیقه است.

و شاعر زمانه ما، سهراب سپهری، با لحنی طنزآمیز می گوید:«مرد بقال از من پرسید: چند من خربزه می خواهی؟ من از او پرسیدم: دل خوش سیری چند؟»

هلن کلر(Helen keller):«هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته می شود، دری دیگر باز می گردد؛ ولی ما غالبا چنان به در بسته چشم می دوزیم که آن در باز را نمی بینیم.»

تقریبا معادل این شعر فارسی:

خدا گر زحکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری

اینگرید برگمن(Ingrid bergman) : «احساس خوشبختی ناشی از جسم قوی و حافظه ضعیف است.»

ادامه دارد...

 

روش هایی برای تقویت هوش کلامی زبانی


بعضی اشخاص وقتی در میان جمع قرار می گیرند،نمی توانند به راحتی ارتباط برقرار کنند و اغلب دچار مشکل می شوند. این افراد با تقویت هوش اجتماعی خود می توانند مثبت نگری نسبت به خود را ارتقا دهند. برخی از راهکارهای رفع این مشکل، عبارت است از:

1. معاشرت با افرادی که ویژگی های مشترک بیشتری با شما دارند.

2. رازدار افراد جمع بودن.

3. صحبت متناسب با افراد شرکت کننده و موضوع مربوط به جمع

4. توجه به پیام های غیر کلامی هنگام برقراری ارتباط. مثلا سرخ شدن یا لرزیدن صدا نشانه غیر کلامی عدم اعتماد به نفس است.

5. توجه به این واقعیت که منبع معنی افراد حاضر در جمع با هم متفاوت است و پیام ارسال شده در منبع معنی هر شخص، متفاوت از دیگری دریافت می شود.

6. هنگام بروز حالت های عصبی، کمی مکث کردن، نفس عمیق و آهسته کشیدن و سپس به صحبت خود ادامه دادن.

7. رعایت فاصله ای در حدود یک متر با مخاطبان.

8. اجتناب از قضاوت سریع و انتقاد بی مورد.

9. تمرین حرکت های دست و صورت جلوی آینه. حفظ کردن حرکت های طبیعی تر.

10. برخورد مثبت به آنچه دیگران می گویند.

11. عدم تردید در مورد انتقال اطلاعات به جمع

12. تلف کردن وقت برای صحبت با کسانی که نمی خواهند حرفی را بشنوند.

13. پرهیز از به کار بردن لغت ها و اصطلاح های مبهم و غیر متداول.

14. دادن آزادی عمل بیشتر به جمع.

15. مطرح نکردن مشکل های جسمی، روحی، شغلی و ... در جمع.

16. استفاده گه گاهی از شوخی و مزاح متناسب با افراد جمع برای تلطیف فضا.

17. اجتناب از به کار بردن گوشه و کنایه، زخم زبان، گله و شکایت.

18. مشخص کردن مطالب قابل طرح قبل از شروع ارتباط کلامی... دادن نظم منطقی به مطالب

19. صحبت کردن با لحن طبیعی و آرام.

20. در نظر گرفتن خیر و صلاح دیگران هنگام صحبت کردن.

21. بیشترین توجه افراد در هنگام گوش دادن بیست الی چهل دقیقه است. محدود کردن صحبت به این فاصله زمانی.

22.توجه به بازخوردهای مثبت و منفی ارسال شده از سوی جمع و مد نظر قرار دادن آن.

 

ویدئو؛ نمایش همدلی و همنوایی در کار تیمی


یک تیم به تعداد کمی از افراد گفته می‌شود که دارای مهارت‌های تکمیل‌کننده‌ی یکدیگر بوده و دارای مقاصد، اهداف، و رویکردی مشترک‌اند که بر مبنای آنها به هم پیوند می‌خورند و به یکدیگر تکیه می‌کنند.

ویدئو؛ نمایش همدلی و همنوایی در کار تیمی
انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۹۷

برچسب های مهم

آیا معنای موفقیت واقعی را می دانیم؟


اگر به دقت مشاهده کنید، متوجه خواهید شد که سلامت، ثروت، شهرت و نام تنها نقاط عطفی هستند که در طول حرکت­تان به سمت موفقیت واقعی وجود دارند.

بیایید مثالی در نظر بگیریم. فرض کنیم هدف شما این است که به ثروتی یک میلیارد دلاری دست پیدا کنید. طی یک بازه زمانی، با تکیه بر تلاش خودتان و خودشناسی موفق به کسب ثروت یک میلیارد دلاری می­ شوید. از کسب چنین موفقیتی خوشحال هستید، اما خیلی زود تصمیم می­ گیری به ثروتی 10 میلیارد دلاری برسید. و این روند همچنان ادامه می­ یابد. پس از کسب 1 میلیارد دلار، شما دیگر انگیزه و علاقه­ ای برای کسب 1 میلیارد دلار نخواهید داشت. شما هدفتان را از یک میلیارد به 10 میلیارد دلار و پس از آن به مبلغی بالاتر ارتقاء خواهید داد. این داستانی بی­ پایان است. کسب این مبالغ، زمانی که به اهداف­تان می­ رسید تنها برای مدت کوتاهی شاد خواهید شد، اما این خوشبختی طولانی مدت نیست. این موفقیت واقعی در زندگی نیست. اما خودشناسی و خدمات خالصانه، همواره شما را شاد خواهند کرد، زیرا منبع دائمی الهام و انگیزه و راهنمایی برای طول زندگی است. و این اهمیت موفقیت واقعی است. موفقیت واقعی شامل عظمت و موفقیت است. موفقیت واقعی دیدگاهی برای زندگی است. تمام مسائل مربوط به سلامت، ثروت، نام، و شهرت صرفاً هدف هستند. آن­ها نقاط عطفی هستند که باید پشت سر گذاشته شوند. موفقیت بزرگ را با فداکاری در زندگی اشتباه نگیرید. درست است که برای تبدیل شدن به فردی که به موفقیتی بزرگ نائل شده باید فداکاری بزرگی کنید. با این حال، در جریان حرکتتان به سمت موفقیت واقعی، احساس خرسندی و لذتی مداوم را در هر کاری که انجام می­ دهید احساس خواهید کرد. شما از همه­ ی کارها و چیزهایی که انجام می دهید، لذت خواهید برد. این لذت به این دلیل است که شما در حال توسعه خودتان هستید و از درون و به شکلی خیرخواهانه در حال کمک به دیگران هستید. این احساس زندگی واقعی و مطلوب را به شما می­ دهد.

روش اجرایی موفقیت بزرگ

این­ها را به خودتان بگوئید، آن را احساس کنید، و براساس عزم و اراده کامل عمل کنید.

  1. من هر روز صبح برای بیست دقیقه در سکوت خواهم نشست و سعی می­ کنم خود واقعی­ ام را با تمرکز بر استعدادهای حقیقی­ ام در سکوت، بیشتر بشناسم.
  2. لیستی از استعدادهایی را که برای رسیدن به آزادی، شادی، عشق و تعهد در تمام طول زندگی به آن­ها نیاز دارم، آماده می­ کنم.
  3. با بهره­ گیری از تمام توانایی­ هایم در تمامی جنبه­ های ذهنی، جسمی، روحی، مالی، خانوادگی و اجتماعی، توانایی­ های بالقوه ­ام را بررسی خواهم کرد.
  4. با توجه به استعدادهایم، خالصانه به جامعه خدمت خواهم کرد.
  5. من با شکرگزاری همه چیزهایی را که جهان به می­ دهد می­ پذیرم.

پس: موفقیت واقعی = موفقیت مادی + موفقیت معنوی

روش های موفقیت از نگاه مارک زاکربرگ


مارک زاکربرگ جوان‌ترین میلیاردر این کره خاکی است که شبکه اجتماعی فیس‌بوک هم اکنون ماهانه بیش از یک میلیارد کاربر فعال دارد را راه‌اندازی کرد. وی رئیس و مدیر اجرایی فیس بوک است و ثروت وی در ماه جولای ۲۰۱۵ ، حدود ۳۹ میلیارد دلار تخمین زده شده است. وی به واسطه ماموریت اجتماعی که بر دوش خود احساس می‌کند سعی دارد مردم جهان را به یکدیگر پیوند دهد.

ابتکار زاکربرگ در حال حاضر مردم را به گونه‌ای به هم مرتبط کرده که هیچ پلتفرم دیگری نتوانسته تا این اندازه در این کار موفق باشد. به خاطر اخلاق کاری، وسواس عجیب و غریب وی در پوشیدن لباس های همرنگ یا انتخاب رنگ آبیبه خاطر داشتن کوررنگی یا هر چیز دیگری که هست، شکی نیست که زاکربرگ یکی از تاجران موفق و تحسین برانگیز است.

روش های موفقیت از نگاه مارک زاکربرگ

1) هدف بزرگ داشته باشید

زاکربرگ می‌گوید که هرگز قصد نداشت فیسبوک را به عنوان یک شرکت راه اندازی کند. طبق گفته زاکربرگ، او فیسبوک را شخصا به این جهت راه اندازی کرده تا نیاز جهان را به برقراری ارتباط با یکدیگر بر طرف نماید. ماموریت اجتماعی وی همیشه"ساختن دنیایی آزادتر و مرتبط تر بوده است." مارک در یکی از نامه هایش به سهامداران می‌نویسد:« فیسبوکاز ابتدا به خاطر اینکه یک شرکت باشد، ایجاد نشد. فیسبوک به خاطر به انجام رساندن یک ماموریت اجتماعی یعنی ساختن جهانی آزاد تر و مرتبط تر ساخته شد.»

2) بهترین استعدادها را استخدام کنید

زاکربرگ در سال ۲۰۰۸ ، شریل سندبرگ را از گوگل با سمت مدیر ارشد مدیرعامل به استخدام شرکت خود در آورد. وی با انجام این کار، به حقیقتی که به خاطر آن معروف نشده بود، اعتراف کرد: "مهارت های مردمی".

این انتصاب تنها یکی از انتصاب هایی بود که مارک به خاطر بهتر کردن اوضاع شرکت خود انجام داد. گرچهدیدگاه و چشم انداز وی سال ها این شرکت را رهبری کرده است، اما به احتمال زیاد بدون داشتن یک تیم خوب و مناسب این شرکت هرگز به هدفش نمی رسید.

3)سرعت بالا و ساختارشکنی

به لطف زاکربرگ و نامه ای که به سهامداران بالقوه نوشت، فیسبوک مدت‌هاست که به این شعار معتقد است و به آن ایمان دارد. او هرگز از انجام اقدامات سریعی که بتوانند همه چیز را به لرزه در بیاورند و همچنین احتمال اشتباه که همیشه وجود دارد، ابایی نداشته است.

وقتی فیسبوک اولین‌بار نیوز فید(News feed) را معرفی کرد، هنگامه و غوغایی در میان کاربران این شبکه اجتماعی برپا شد، به اندازه‌ای که یک گروه اعتراضی در سایت، بعد از چند روز 7000000 عضو پیدا کرد. کاربران به خشم آمده بودند، و به نظر می رسید فیسبوک به پایان کار خود رسیده است. اما آن‌ها تنظیمات حریم خصوصی را افزودندو سعی کردند به کاربران نشان دهند که فیسبوک چگونه کار می کند. در نهایت کاربران به استفاده از آن عادت کردند و حتی به آن علاقه مند شدند.

4) بیشتر از هر چیزی به خانواده خود اهمیت بدهید

این یکی از درس های ضروری کارآفرینی است که هر تاجری می‌تواند آن را از زاکربرگ یاد بگیرد. او می داند که توجه و وقت گذراندن با خانواده چقدر مهم است. در تعقیب موفقیت هیچ چیز بدتر از آن نیست که در پایان روزکسی را نداشته باشید که موفقیت خود را با او تقسیم کنید. مهم نیست که چقدر می خواهید موفق باشید و پله های ترقی را با چه سرعتی طی کنید، هرگز نباید خانواده تان را نادیده بگیرید و از آنها غافل شوید.

در ۱۹ می ۲۰۱۲ ،مارک زاکربرگ با پریسیلا چان ازدواج کرد و آنها زندگی خوب و خوشی با یکدیگر دارند.

وقتی دخترشان به دنیا آمد، مارک دو ماه مرخصی گرفت. اهمیتی ندارد که مارک در این دو ماه چه کارهایی می توانست انجام دهد، مهم کارهایی است که او در ماه های آینده و سال های بعد از آن انجام می دهد.

5) مشکلات دشوار، راه حل های ابتکاری به دنبال دارند

مارک زاکربرگ به کارآفرینان توصیه می‌کند نوآور و خلاق باشند. گرچه پیشگویی در مورد آینده فیسبوک دشوار است، اما این حقیقت که این سایت شبکه اجتماعی توانسته مدت‌ها با موفقیت دوام بیاورد، خود یک دستاورد است.

نوآوری، بهره وری در سرمایه و نیروی کار را افزایش می دهد، اما اگر این نوآوری خاص، اعتبار جدیدی خلق کند که پیش از این وجود نداشته، مشکلات زیادی در پی خواهد داشت که قبلا وجود نداشتند.و برای حل این مشکلات نیاز به ایده های خلاقانه است. مشکلاتی که به کارهای خلاقانه مربوط می‌شوند، راهکارهای خلاقانه هم می طلبند.

6) سادگی

"کارها را تا جایی که امکانش هست داده کنید، اما نه ساده تر." (آلبرت انیشتین)

این نقل‌قول مورد علاقه و محبوب زاکربرگ است و قطع به یقین وی به این اصل بنیادین عمل می‌کند. با فیسبوک به سرعت می‌توان متوجه شد که موضوع از چه قرار است و تمرکز این شبکه اجتماعی همیشه بر روی بخش‌های لازم و ضروری بوده است.

7)"نه"گفتن را یاد بگیرید

با محبوبیت فیس بوک در میان کاربران، طرح‌های پیشنهادی زیادی مثلاً برای محصولات جدید یا مشارکت مطرح شد. در مواردی هم زاکربرگ پیشنهاد خرید کل شرکت فیسبوک به قیمت بسیار بالا را دریافت کرد. به هر حال، او همیشه نگاهش به ماموریتی است که خود را ملزم به انجام آن می داند و اگر در مسیری چیزی را نامناسب ببیند، فقط به آن"نه" می گوید. این یعنی مارک زاکربرگ تمرکز فوق‌العاده روی کارش دارد و چیزهایی جز او جزئی او را از مسیرش منحرف نمی کنند. چیزهایی که نمی توانند برای یک کسب و کار نوپا مخرب باشند.

8) نیاز به رشد و پیشرفت مداوم

زاکربرگ به دنبال تغییر است، به دنبال رشد و پیشرفت هم هست. در روزهای ابتدایی، او یک تیم رشد ترتیب داد تعهدشان این بود که افراد بیشتری را به ثبت نام در فیس بوک ترغیب کنند. فیسبوک متوجه شد که کاربران به حداقل ۱۰ دوست در سایت نیاز دارند تا همچنان به سراغ این شبکه اجتماعی بیایند، بنابراین جریان ثبت نام را راه انداخت و ویژگی اظهار نظر یا Suggestion را تنظیم کرد تا به افراد در یافتن کسانی که ممکن است بشناسند، کمک کند.

فیسبوک بخشی از این رشد و پیشرفت را مدیون توانایی اش در گوش دادن به حرف های کاربران است. تمرکز زاکربرگ همواره بر دو چیز بوده است: داشتن مسیری مشخص برای این شرکت (پیشرفت مداوم) و تیم بزرگی که سکاندار حرکت آن در این مسیر است. با وجود چنین توجهی، رشد و پیشرفت اجتناب ناپذیر خواهد بود.

9) به اهداف بلند مدت فکر کنید

فقط سه سال پس از راه اندازی فیس بوک، یاهو پیشنهاد خرید یک میلیارد دلاری این شرکت را مطرح کرد. زاکربرگ این پیشنهاد را رد کرد و گفت:« من اینجا هستم تا چیزهای مهمی را برای بلند مدت بسازم. هر چیز دیگری غیر از این باعث حواس پرتی می شود.» چشم انداز بلندمدت فیسبوک بی شک برآمده از هدف بلندبالای مارک زاکربرگ بود.

10) خودتان را به چالش بکشید

زبان ماندارین همواره جایگاه نخست را در لیست سخت ترین زبان های دنیا دارد. بهترین زمان یادگیری زبان های جدید، در سن کودکی، ده سالگی یا حداکثر در سن نوجوانی است. بزرگسالان برای تسلط به یک زبان جدید معایب شناختی بالایی دارند. پس تصور کنید که یاد گرفتن سخت ترین زبان دنیا برای مارک ۳۰ ساله چقدر می توانست دشوار باشد، مارک این زبان را انتخاب کرد چون "زبان چینی دشوار است و مارک هم عاشق چالش های دشوار.»

 

روش درست فکر کردن


فکرهای ما، هم می تواند سازنده باشد و هم خراب کننده. فکر به طور برق آسا و ناگهانی در ذهن ما به وجود نمی آید- اگر چه اغلب چنین به نظر می رسد- عادت به تفکر صحیح، در حقیقت نوعی سؤال است در مقابل دانش و اطلاعات شخصی ما.

شما، در هر مقام و موقعیتی که هستید و با هر درجه تحصیلاتی که دارید، باید زحمت یاد گرفتن این را که درست فکر کنید به خود بدهید و این یادگیری، باید پابه پای بالا رفتن سن و سالتان، توسعه پیدا کند. همچنان که بزرگ و بزرگ تر می شوید، باید بیاموزید که چگونه فکر کنید، چه واکنش هایی در زندگی نشان دهید و چگونه با وجود خود و مردم دور و برتان روبرو شوید و این میسر نمی شود مگر با برداشت های درست، با شناخت واقعی محیط و اندیشه های منطقی و منطبق با سنت ها و عرف و عادت اجتماع.

سعی کنید از این خودآموزی، برای کنترل فکر و نظراتتان در مورد زندگی استفاده کنید.

مطمئن باشید که هر فکری که در ذهن شما هست، بی دلیل نمی تواند باشد. مثلا از خود بپرسید چرا در معاشرت و راه آمدن با مردم موفق نمی شوید؟ یا چرا احساس می کنید مدام باید با این و آن بحث و گفتگو کنید، یا تصور کنید که یک کسی مدام پشت سر شما حرف می زند؟

روش کار ذهنتان را که سرچشمه تفکرات شماست، آزمایش کنید و کنترلش را بدست بگیرید و با این تدبیر، کاری کنید که هیچ گاه افکار مضر و مخرب، نتوانند ناآگاهانه و بدون دخالت اراده شما ذهنتان را به خود مشغول دارند.

سعی کنید فقط از خودتان متوقع باشید، زیرا اگر سطح توقعات و انتظارتان از دیگران را بالا ببرید، آنان مطمئن می شوند که با بهره برداری از این احساس شما می توانند ایجاد یأس در شما کنند و وادارتان سازند که بیندیشید هیچ کسی غم شما را نمی خورد و اصولا وجودتان برای کسی قابل اهمیت نیست.

یک ذهن قانع، ذهنی است خرسند که سرشار از انواع فکرهای درست و منطقی است.

خب، پس چرا معطلید؟

سعی کنید از خود، بهتر از آنچه هستید بسازید، چشم و گوشتان را باز کنید، مغزتان را از فکرهای ناباب خالی کنید و نگذارید دیگران از آن به نفع خود بهره برداری کنند. آرزوها و هدف های خود را به راهی سوق دهید که در حد امکان است و قبلا تجربه شده است.

با دیگران مهربان باشید و درباره آنها مهربان فکر کنید. به جنبه های خوبشان نگاه کنید و سعی کنید در آنان چیزی پیدا کنید که قابل ستایش باشد. اگر بخواهید مدام جزئیات خطاهای مردم را ببینید و زیر ذره بین فکرتان بزرگش کنید، همیشه مورد بغض و خشم و تنفر دیگران قرار می گیرید.

و آیا این صحیح است که شما، که می توانید مورد مهر و محبت دوستانتان قرار بگیرید، تنفر آنان را برانگیزید؟!

به جای اینکه فکرهای تحریک آمیز و اختلاف برانگیز را در ذهن خود توسعه دهید، همیشه فرض کنید که اطرافیانتان شما را دوست دارند.

سعی کنید فکرهایتان دلیلی داشته باشد و از سر جاه طلبی و خودخواهی نباشد. اگر از کسی می ترسید، باید از خود بپرسید «چرا؟» و بدین تدابیر، ذهنتان را از این وسوسه آسوده کنید.

وقتی این کارها را کردید، در وضع بهتری قرار می گیرید و آسوده تر و راحت تر می توانید احساساتتان را کنترل کنید. بنابراین، رفته رفته عادت می کنید که برای فکرهایتان درباره مردم،دلیل خاصی داشته باشید، نه آنکه مثلا بیهوده فکر کنید فلانی حسود است، یا بخیل و بداخلاق.

وقتی که سعی می کنید واقع بین باشید، یدتان باشد که واقعیت فقط مسائل جنسی و خشونت و اعمال حیوانی نیست.

در مقابل اینها که بر شمردیم، صفات و اعمال عالی تری نیز در زندگی وجود دارد.

خطرناک ترین شیوه واقع بینی، تصورات غلطی است که گاه در مورد مردم در ذهن ما به وجود می آید و فکرهای نادرستی که درباره خودمان می کنیم.

بسیارند مردمی که همیشه سعی می کنند، یک صفت بد در کسی پیدا کنند و آن را در عالم خیال، روبروی صفتی خوب، از همانگونه که تصور می کنند در خودشان هست، قرار دهند و بدین ترتیب، جاه طلبی و غرور خود را ارضاء کنند و حتی اگر آن شخص واقعا چنان صفت بدی نداشت با کج اندیشی خویش، در او بوجود آورند.

با این گونه فکرهای فاسد، مخرب و ناگوار، انسان رفته رفته در خود عادت به بد فکر کردن به وجود می آورد و شاید پس از گذشت سال ها، دیگر هرگز نتواند به فکری سالم دست یابد.

فکر سالم، با زندگی سالم همراه است. هر کسی دوست دارد که سلامت، سازندگی و منطقی بودنش مورد توجه دیگران قرار گیرد و این میسر نیست مگر به یاری فکر سالم. زیرا که ما نیازمند دوست داشتن دیگران هستیم و می خواهیم که از معاشرت و مصاحبت آنان لذت ببریم و در فعالیت های آنان شریک باشیم.

 

 

روش درست فکر کردن
انتشار : ۳ بهمن ۱۳۹۷

برچسب های مهم

سه روش طلایی برای برندسازی


Brand=promise+commitment

شناسه(برند)= وعده و قول+ پایبندی و تعهد

قول بدهید آنچه را که می توانید انجام دهید و انجام دهید آنچه را که قول می دهید تا نیکنام شوید و نیکنام بمانید.

1) فر آیند برند شدن: عبارت است از نامگذاری و نام سازی، نام گستری و نامداری برای اثرگذاری بر مخاطبان و ماندگاری در ذهن آنان است.

2) هفت«م» برای داشتن برند موفق:

1.معرف مبانی فکری، فرهنگی،ارزشی و انسانی صاحب برند

2. مبتنی و متمرکز بر قابلیت و استعداد و شایستگی های صاحب برند

3. مخاطب خود را بشناسد و مرتبط با آن باشد.

4. مجذوب، مطلوب و محبوب باشد.

5. مداوم و متناسب با شرایط و تحولات محیط و ابزار باشد.

6. متفاوت، متشخص و متمایز باشد.

7. مقتدر، معتبر وماندگار بماند.

3) معنای جذابیت در برند:

عبارت است از ویژگی ها، صفات و داشته های ذاتی، اکتسابی و موقعیتی است که در جذب و جلب نظرها و ایجاد رابطه و تقاضای اولیه مؤثر هستند.

شناسایی و استفاده از انواع جاذبه ها برای توجه، جلب، جذب،گرایش و کشش مخاطبان نسبت به برند و ارتباط اولیه است.

جذابیت:چشم ربایی، دلربایی و مشتری ربایی است.

با توجه به نوع مخاطب و مشتری، نوع و تأثیر جذابیت ها متفاوت هستند.

جذابیت رقابتی نوعی جذابیت ویژه، برتر یا منحصر بفرد و متمایز است که در رقابت با دیگران فرصت ساز است.

با نظرپرسی از مخاطبان و الگو شناسی و خلاقیت بر جذابیت های خود بیفزایید. با جذابیت سازی های تازه از دید و منظر مخاطبان،«جذابیت رقابتی پایدار» به وجود می آید.

جذابیت بیشتر: «گیرایی» است تا «زیبایی»

موفقیت بزرگ چیست؟


پیش از آنکه به بررسی تفاوت میان دو مفهوم موفقیت و موفقیت بزرگ بپردازیم، بهتر است به چند نقل قولی که در ادامه می آیند و مفهوم موفقیت و موفقیت بزرگ را روشن می کنند، توجه کنیم.

آلبرت انیشتین: «سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید. به اطراف نگاه کنید و ببینید که چگونه مردم می خواهند چیزی بیشتر از آنچه زندگی در اختیارشان قرار داده به دست آورند. یک انسان ارزشمند بیشتر از آنکه به دنبال دست یافتن به چیزی باشد به دنبال کمک کردن است».

نیدو کوبین:«موفقیت مادی ممکن است منجر به ثروتمند شدن شما شود، اما تنها موفقیت معنوی است که شما را قادر به لذت بردن از موفقیتتان می کند.»

وینستون چرچیل: «با آنچه به دست می آوریم زندگیمان را می چرخانیم، اما با آنچه می بخشیم زندگی می سازیم.»

همه ی افراد بزرگ، بر پیروی از سه اصل زیر برای تبدیل شدن به فردی موفق تر تأکید کرده اند:

1.بالا بردن ارزش درونی با رشد خودشناسی و شناخت استعدادهای درست.

2.ایجاد تعادل میان موفقیت های مادی و معنوی.

3.قرار گرفتن در چرخه تغییر از گرفتن به بخشیدن.

موفقیت بیشتر معطوف به "من" و کمتر معطوف به "ما" است. موفقیت بزرگ، بیشتر معطوف به "ما" و کمتر معطوف به "من" است.

"ما" شامل تو، من، و همه کسانی است که مستقیم یا غیرمستقیم با اهدافتان مرتبط هستند.

اگر با دقت نمونه های مختلف موفقیت و موفقیت بزرگ در بالا آورده شد و نیز نقل قول هایی که عنوان گردید، مطالعه کرده باشید، نقاط اختلاف زیادی میان موفقیت و موفقیت بزرگ تر می بینید.

1.موفقیت مفهومی خرد (محدود) است که تنها به تحقق اهداف محدود می شود، در حالی که موفقیت بزرگ مفهومی گسترده است که شما را به چیزی فراتر از موفقیت شخصی رهنمون می سازد.

2.در مورد موفقیت این تنها شما هستید که پیروز می شوید، اما در مورد موفقیت بزرگ، همه پیروز می شوند، همان طور که شما با از خودگذشتگی به همه کمک می کنید. رسیدن به موفقیت، هیچ منفعتی برای جامعه ندارند زیرا این تنها شما هستید که از مزایای موفقیت بهره مند شده اید، اما با کسب موفقیت بزرگ، شما انسان ارزشمندی شده اید، زیرا توانسته اید خیرخواهانه عمل کنید و دیگران را نیز در آنچه به آن دست یافته اید شریک کنید. در چنین حالتی، دایره موفقیت، دایره ی بزرگی است.

3.اگر تنها شما موفق شوید بدون آنکه هیچ توجهی به اهداف خیرخواهانه نسبت به دیگران داشته باشید، در نهایت مطمئناً نمودار موفقیتتان پائین خواهد آمد، چرا که شما موفقیتتان را محدود کرده اید. اما در صورتی که تمرکزتان بر موفقیت خودتان و کمک به دیگران معطوف کنید، در نهایت نمودار موفقیتتان مطمئناً حالتی پایدار خواهد داشت و هرگز پائین نخواهد آمد، چرا که همانطور که خودتان به موفقیت رسیده اید به دیگران نیز کمک کرده اید. این در نهایت برای شما سودمند خواهد بود.

بنابراین همیشه به یاد داشته باشید:

1.با تحقق تصوراتتان، شما تبدیل به فرد موفقی شده اید، اما با کمک های خیرخواهانه به دیگران، تبدیل به فردی با موفقیت بزرگ می شوید.

2.اگر تحقق تصوراتتان منجر به موفقیتی مادی شود، پس از آن خیرخواهانه آنچه را کسب کرده اید با دیگران به اشتراک بگذارید، این موفقیتی معنوی است، و با تلفیق و هماهنگی هم موفقیت مادی و هم موفقیت معنوی، شما به سمت موفقیت بزرگ حرکت می کنید.

3.موفقیت بزرگ ترکیبی کامل از تعادل و هماهنگی میان موفقیت مادی و معنوی است.

موفقیت بزرگ چیست؟
انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

عوامل بر هم زننده تمرکز حواس


مبحث پراکندگی حواس و عدم تمرکز یکی از مباحث بسیار گسترده بالینی در روانشناسی و روانپزشکی محسوب می شود.

آنهایی که از عدم تمرکز و پراکندگی حواس رنج می برند به سنین مختلفی دسته بندی می شوند. در گروه های مختلفی هم دسته بندی می شوند و بر اساس نوع دسته بندی برای آنها درمان های متفاوتی وجود خواهد داشت. یکی از دلایل بالینی پراکندگی حواس بر می گردد به اختلالات بیش فعالی که موجب می شود فرد تمرکز انتخابی داشته باشد و روی چیزهایی که دلش می خواهد صد در صد تمرکزش را می گذارد. این اختلال شایع در همه ی رده های سنی می تواند قابل مشاهده باشد.

از دیگر عوامل پراکندگی حواس، خستگی شدید است. برای مقابله با این حالت زمان را مدیریت کنید و بیشتر استراحت کنید.

استرس نیز از عوامل عدم تمرکز است که ناشی از کارهای شدید روزمره هاست. اشخاصی که کار زیادی بر آنها بار می شود فضای خالی ای در ذهنشان برای تمرکز باقی نمی ماند.

بیماری اضطراب هم موجب عدم تمرکز است. اضطراب یعنی نگرانی و ترس. در این مورد تمام قوای شما برای برطرف کردن ترس متمرکز می شود که طبیعتا تمرکز حواس شما را پایین خواهد آورد.

بی خوابی نیز از عوامل عدم تمرکز است که البته می توان با اصلاح الگوی خوابیدن و بیدار شدن آن را درمان کنید.

پیشنهاد:

راز حافظه قدرتمند و تمرکز بالا و بهترین دوپینگ برای مغز

با داشتن حافظه قدرتمند و تمرکز بالا همه را مبهوت توانایی خود خواهید کرد!

نظرتان راجع به شخصیتی با مشخصات زیر چیست؟

کسی که فقط با یک بار حضوردر یک مهمانی تک تک افراد را با تمام مشخصات ظاهری و اسم و فامیل به خاطر می سپارد و در هر ملاقات دیگر بدون هیچ مشکلی آنها را به اسم صدا می زند.

کسی که پیچیده ترین موضوعات علمی و فرمول های محض را به سرعت به ذهن می سپارد و با تکیه به حافظه فعال و غنی خود از بزرگترین آزمون های هوش سربلند بیرون می آید.

کسی که هر شماره و عددی ( شماره تلفن افراد ـ پلاک اتومبیل ـ شماره حساب ـ شماره سریال ها و ....) بلافاصله در ذهن خود بطور دائم ثبت می کند.

کسی که بدون نیاز به روخوانی از روی کاغذ ، ساعت ها به طور منطقی و معنی دار سخنرانی می کند و همگان را مبهوت توان رهگیری اعجاب آور حافظه خود در یادآوری سریع موضوعات می نماید.

شما هم مانند یک حرفه ای آن گونه که انتخاب کرده اید دنیا را می بینید و حس می کنید.

روش کسب این تواناییها را به شما در مجموعه راز حافظه قدرتمند و تمرکز بالا آموزش می دهیم.

روی دکمه زیر کلیک کنید.

کلیک

 

عوامل بر هم زننده تمرکز حواس
انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش تربیت و رشد کودکان با قصه


داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، امیدواری، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در برابر زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را شکل می دهند.

از جمله مهم ترین پیامدهای داستان خوانی، نزدیک کردن اعضای خانواده به یکدیگر است. در اینجا، خواندن برای کودک به یک جریان اجتماعی تبدیل می شود زیرا او در معرض اطلاعات گوناگون در مورد جامعه، مردم و رویدادهای اجتماعی قرار می گیرد. وقتی پدر و مادر برای او کتاب می خوانند در واقع به او الگو می دهند. بردن کودک به نمایشگاه ها و فروشگاه های کتاب به آنها فرصت می دهد بین کتاب ها بگردند و با کمک بزرگترها کتاب مورد علاقه ی خود را پیدا کنند.

همچنین عضو کردن کودکان در کتابخانه های عمومی از وظایف پدر و مادرهاست. وقتی کودک خواندن را یاد گرفت و برای خواهر، برادر یا پدر و مادر خود داستان خواند، حس اعتماد به نفس در او تقویت می شود. با این همه کودکان هر قدر هم در خواندن توانا شوند و مهارت پیدا کنند، هنوز نیاز دارند کسی برایشان کتاب بخواند. برای کودک مفهوم خواندن چیزی فراتر از تلفظ کلمات است. همچنین شنیدن داستان به شکل گروهی بسیار دلپذیرتر از تنهایی خواندن آن است.

در اینجاست که نقش مدرسه و خواندن به صورت گروهی مطرح می شود. مدرسه با برنامه ریزی صحیح، کاری را که از خانه شروع شده است می تواند پیگیری کند. مدرسه اولین جایی است که کودکان را به طور رسمی با خواندن و متون مکتوب آشنا می کند.

وظیفه ی بزرگسالان تنها ایجاد اشتیاق به خواندن در کودکان نیست. بلکه آنها باید برای تداوم خواندن در گروه های سنی، برنامه هایی را پیش بینی کنند تا عادت به خواندن در کودک پایدار و نهادینه شود.

کتاب هایی که برای کودکان انتخاب می شود باید جذاب، عمیق و شیرین باشند و با تجربه ها، نیازها، علایق و توانایی های آنها هماهنگ باشد و به کنجکاوی ها و آرمان های بلند پروازانه آنها پاسخ مثبت دهد. کتاب مناسب، تخیل کودکان را تقویت می کند و بر تجربه های او می افزاید. به او لذت می دهد و او را به خواندن علاقمند می کند.

به همین منظور مجموعه داستان های زیر در قالب یک DVD به شما پیشنهاد می گردد.

پیشنهاد:

این مجموعه شامل 48 داستان صوتی قدیمی مخصوص کودکان است که با صدای گیرای مرتضی احمدی همراه است.

لیست داستانها را در زیر خواهید دید:

علیمردان خان/ سه بچه خوک ( گرگه بد گنده) / امیر ارسلان نامدار / داستان جن پینه دوز/ سیندرلا/ زورو/ گربه چکمه پوش/ پینوکیو/ علیمردان در شهر شیطان/ آلیس در سرزمین عجایب انگشت طلایی/ آرش کمانگیر/ آوازه خوان های شهر قصه/ بز بز قندی/ دالی موشه/ دزده و مرغ فلفلی/ گالیور در جزیره کوتوله ها/ گردن کج گلابی با صدای مرحوم مقبلی و مرحوم مهر پرور غنچه گل سرخ/ سیندرلا/ غول خودخواه/ گربه های اشرافی و گربه های زیر شیروانی/ حسن و خانم حنا/ حسن کچل/ کدو قلقله زن/ کرم شب تاب/ خاله پیرزن ، گربه بلا موش ناقلا / شش جوجه کلاغ و یک روباه/ آقا موش شکمو/ خاله سوسکه/ خاله سوسکه کجا میری/ خرگوش ها و ستاره ها/ ننه قوزی

به اضافه آهنگ کارتن های قدیمی (ترانه های گلنار - هاچ زنبور عسل -از سرزمین شمالی - لاکی لوک - آنشرلی و پرین) و... دوست دارید این آهنگ رو با تعداد زیادی از قصه هاش رو یک بار دیگه بشنوید.

در صورت تمایل بر روی لینک "دوست دارم" کلیک کنید.

دوست دارم

معنای موفقیت چیست؟


این کلمه، کلمه­ ای است که به قلب هرکسی خیلی نزدیک است. هرکسی از اعماق قلبش می ­خواهد که موفق باشد و در زندگی به پیروزی برسد. هیچ­کس نمی­ خواهد در زندگی ناموفق باشد. هیچ ­کس به دنبال شکست نیست. این تلاش برای کسب موفقیت است که همه را وادار به انجام کارهای مختلف در زندگی می­ کند. هیچ ­کس به لحاظ قلبی چیزی جز این نمی­ خواهد.

من طی یک نظرسنجی به بررسی مقوله­ ی موفقیت در میان بخش­ ها و طبقات مختلف مردم از اقشار، و گروه ­های سنی مختلف، زنان، مردان، دانشجویان، کارمندان و کارگران، بازرگانان و متخصصان پرداختم.

سؤالی ساده را از تمامی آن­ها پرسیدم: موفقیت چیست؟ و پاسخ­ های مختلفی را از افراد مختلف دریافت کردم. برخی از این پاسخ ­های شایع در مورد مفهوم موفقیت عبارت بودند از: کسب نمرات خوب در آزمون ­ها، کسب درآمد بالا، بازنشستگی زودهنگام، کسب سود زیاد، شاد بودن، رضایت داشتن، داشتن شغلی خوب، داشتن سلامتی، داشتن آرامش ذهنی، داشتن روابط خوب و...

همه ­ی این دیدگاه­ ها مادی بودند. چند نفری هم پاسخ دادند که موفقیت یک حالت ذهنی است و از کمک ­های نوع­ دوستانه به جامعه نشأت می­ گیرد. البته چنین دیدگاهی، دیدگاهی معنوی است.

تقریباً 95% درصد کسانی که با آن­ها صحبت کردند، با دیدگاهی مادی­ گرایانه پرسش مرا پاسخ دادند. و تنها 5% درصد نظرات معنوی و غیرمادی­ گرایانه داشتند.

معنای موفقیت

موفقیت به بیانی ساده، به معنای تحقق تصورات شماست. مراحل وقوع موفقیت را می­ توان در قالب مراحل زیر نشان داد:

  1. اول، باید یک تصور (خیال، رویا) داشته باشید.
  2. باید اقدامات خاصی را جهت رسیدن به تصوراتتان انجام دهید.
  3. در نهایت اگر توانستید رؤیاهایتان را محقق کنید، پس "موفق" شده­اید.

در اینجا مثال­ های کوچکی فرآیند از تحقق تصورات و رسیدن به موفقیت ذکر می­ کنیم.

  1. اگر یک دانش ­آموز هستید و رؤیایتان این است که نمرات خاصی را در امتحانات­تان کسب کنید، پس خودتان را برای موفقیت در امتحان آماده کنید و تمام تلاش­تان را بکنید. اگر توانستید نمرات خاصی را که مد نظر داشتید کسب کنید، پس دانش ­آموز موفقی خواهید بود.
  2. اگر یک کارمند هستید و تصورتان این است که به موقعیت و جایگاه بالایی در شرکتی که کار می­ کنید برسید، باید برای رسیدن به رؤیایتان تلاش کنید، زمانی که در چنین موقعیتی قرار گرفتید، کارمند موفقی هستید.
  3. اگر یک تاجر یا متخصص هستید و تصورتان این است که به سود مشخصی دست یابید، پس باید اقدامات تجاری لازم را برای تحقق تصورتان دنبال کنید. اگر توانستید به سود مورد نظرتان برسید، تاجر یا متخصص موفقی هستید.
  4. اگر فقیر هستید و رویایتان این است که به پول زیادی دست پیدا کرده و ثروتمند شوید، برای رسیدن به رؤیایتان کار می­کنید. اگر با دستیابی به پول توانستید از فقر رهایی یافته و ثروتمند شوید، پس شخص ثروتمند موفقی هستید.
  5. اگر از یک بیماری رنج می­برید و رؤیایتان دستیابی به سلامتی است، پس برای بهبودتان تلاش کنید. اگر توانستید از بیماری خلاص شده سلامتی­تان را بازیابید، پس فرد سالم و موفقی هستید. در واقع موفقیت به معنای آن است که شما چه بوده ­اید و چه کسب کرده­اید. در تمام موارد فوق، هرچند تصورات و رؤیاهای افراد متفاوت بود، اما در نهایت همگی آن­ها موفق بودند چه که به خواسته­هایشان رسیده بودند.

معنای موفقیت چیست؟
انتشار : ۲۷ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

مروری کلی بر روش سیر حافظ در دنیا


از مختصات روش حافظ این است که از الفاظ محاوره و ترکیبات و کنایات عوام ابا ندارد و این گونه سخنان را با گستاخی اما با لطف و ظرافتی مخصوص در شعر خود می آورد و این کاری است که در سخن پیشینیان بسیار نادر بوده است. اگر چه سخن حافظ غالبا پیراسته و تراش خورده است و حتی گاهی رنگ صنعت به خود می گیرد، اما باز از استعمال این گونه الفاظ و تعبیرات بازاری و عامیانه بی اندام نمی شود.گویی شاعر به سادگی فکر و سهولت بیان این طبقه نزدیک شده و بیهوده نیست که تا به این حد مورد توجه و تحسین عامه قرار گرفته است.

در حقیقت او پیش از شاعران دیگر توانسته است غزل را از حلقه ی ادیبان و عالمان به مجلس بازاریان و محفل رندان و لشکریان بکشاند و همه را چاشنی محبت بچشاند. البته عشق است که او را ظریف و نکته دان می کند. اما مانع از آن نمی شود که گاه تکلف در صنعت و گاه تکرار مضمون شعر او را از لطف و تأثیر بیندازد.

شعر او سرود عشق و بی خودی است و با این عشق و بی خودی است که شاعر می تواند اندوه زمانه ای را که در فساد و گناه و دروغ و فریب غوطه می خورد، فراموش کند. دنیای او مثل دنیای خیام است؛ بی ثبات و دایم در حال ویرانی و تنها یک ساقی است که با انسان، یک رو و یک دل است؛ از این رو، شاعر برای فراموشی و رهایی و آسودگی به ساقی پناه می برد و درد و اندوه بی پایان خود را در امواج جام فرو می شوید.

زاهد زبان ملامت به او گشوده و طاعت خود را به رخ او می کشد، اما این رندی که همه چیز خود را به عشق فروخته است، اهمیتی بدان نمی دهد.

حافظ از شیخ و زاهد و فقیه و واعظ که دایم با حدیث هول قیامت، انسان را از خداوند دور و ناامید می کنند، بیزاری می جوید و ریاکاری و دو رویی و کوتاه نظری را محکوم می نماید و حتی جنگ هفتاد و دو ملت را افسانه می شمارد.وقتی انسان در مقابل تقدیر چاره ای جز تسلیم و رضا ندارد، او نیز از سرنوشت خود شکایتی ندارد و جز به لذت حال و عشرت عاجل نمی اندیشد و از مبهمات و آنچه درون پرده است، دغدغه ای به خود راه نمی دهد و گذر عمر را که مثل جویی روان و تمام نشدنی به بحر فنا می ریزد، می بیند و پرده های گوناگون حوادث را با بی قیدی و بی تأثری از پیش چشم می گذراند. همان شک و تردیدی که فلسفه ی خیام را خشک و خشن کرده است، فکر حافظ را لطیف و با طراوت نموده است؛ از این رو، اندیشه و احساس حافظ در خور شعر هر عصر و دوره ای است.

در وحشت و سکوت دنیایی محدود که در حال خرد شدن و فرو ریختن است، حافظ ندای شادی، نشاط و زنده دلی در افکنده و در ورای آلام و دردهای ظاهر، عشق ها و زیبایی های باطنی را نشان می دهد.

 

روش های موفقیت از نگاه ایلان ماسک


ایلان ماسک(Elon Musk) یک کارآفرین آمریکایی، مبتکر و سرمایه گذار است و بیشتر به خاطر نقشش به عنوان مدیر ارشد اجرایی شرکت تسلا موتورز، سازنده ماشین های الکترونیکی و به عنوان یکی از بنیانگذاران سیستم انتقال پول آنلاین یعنی پی پال، و برنامه فضایی تجاری اسپیس ایکس(SpaceX) معروف است.

ایلان ماسک اگر چه در زمره صد فرد ثروتمند جهان است، اما او را به ندرت به عنوان یک سرمایه دار و حتی سرمایه گذار می‌شناسند.

شهرت ایلان ماسک به خاطر اندیشه پیشرو او در زمینه تکنولوژی و تلاش برای توسعه تکنولوژی است.

ایلان ماسک ترکیبی از یک مخترع و سازنده است، همچون ترکیب بنجامین فراکلین و استیو جابز آن هم از نوع قدرتمندش.

ایلان ماسک: ایده ها وقتی اجرا شوند خوب هستند

ایده هایی که خوب اجرا نشوند، در ایده باقی می مانند؛ ایده ای که بسیار خوب اجرا شود می تواند به یک کسب و کار بزرگ و فوق العاده تبدیل گردد. رهبران امروزی باید هم ابتکار عمل داشته باشند و هم خوب اجرا کنند.

ایلان ماسک : بدانید چگونه باید استقامت کنید

وی و رهبران بزرگ دنیا می دانند که شکست نوعی بازخورد است. ماسک بعد از شکست های پی در پی پروژه را ترک نکرد، در عوض از شکست هایش درس گرفت و اصلاحاتی را انجام داد تا این که راکت فالکون وی اولین موفقیتش را در سال 2010 تجربه کرد.

ماسک با داشتن سرمایه افسانه ای، اهل ولخرجی‌های بی‌حساب و کتاب نیست

در سال ۲۰۱۵ میلادی او پس از ۱۲ سال، ۲ هفته به مرخصی رفت. گفته می‌شود ایلان ماسک حدود ۸۰ تا ۹۰ ساعت در هفته کار می‌کند.

مرد زندگی خانوادگی و اهل تفریح

وی با تمامی مشغله هایش ، برای ۵ فرزند خود وقت کافی می‌گذارد. او می‌گوید من یک پدر نمونه هستم. نیمی از هفته بچه‌ها پیش من هستند و هر وقت بیرون از شهر می‌روم آنها را نیز با خود می‌برم.

این ابر سرمایه دار در انتهای هر روز، از سرگرمی‌های معمولی مانند گوش کردن به موسیقی، بازی‌های رایانه ای و مطالعه کتاب لذت می‌برد. زندگی ماسک کاملا معمولی است او وقتش را با فرزندان و دوستانش سپری می‌کند و گاهی توئیت‌های خنده‌دار نیز می‌نوسید. اما بیشتر زمان زندگی این کارآفرین و مخترع به کار کردن سپری می‌شود.

 

روش های موفقیت از نگاه ایلان ماسک
انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

توصیه هایی به پدرها برای تربیت فرزند پسر


1. صبح روز تعطیل، اگر شده به بهانه خوردن یک خوراکی مختصر و خوشمزه، او را با خود بیرون ببر. بگذار مادرش کمی بخوابد.

2. نقاشی ها و کارهای دستی او را، حتی اگر چندان جالب هم نیستند، در دفتر کار خود آویزان کن.

3. وقتی که زورگویی کنی، او را یک زورگو و قلدر بار می آوری.

4. هر شب تکالیفش را کنترل کن.(زمانی کوتاه) این کار را به مادرش واگذار نکن تا متوجه باشد چه قدر درس خواندنش برای شما اهمیت دارد.

5. سعی کن بازی ها و مسابقات او را از دست ندهی؛ یک پسر، عاشق بازی کردن جلوی پدرش و شنیدن صدای تشویق های اوست؛ او همیشه می پرسد:«منو دیدی؟»

6. از همان بچگی درباره خدا، پیامبران و مسائل معنوی با او حرف بزن تا در نوجوانی، از صحبت کردن درباره آنها خجالت نکشد.

7. به او تفهیم کن فردی که می بخشد، ضعیف نیست، بلکه این نهایت ایثار است؛ بخشش موجب آرامش روحی می شود.

8. اصرار داشته باش وقتی پانزده ساله می شود، شغلی برای خودش دست و پا کند؛ به صرف دوست نداشتن، نباید از زیر بار آن شانه خالی کند.

9. به او بیاموز که بدون بررسی و مقایسه قیمت ها برای خرید(مثلا خرید پوشاک)، پولی پرداخت نکند.

10. با او در خصوص مسایل جنسی، گفتگویی آموزشی داشته و مجال بده انتظاراتش را مطرح کند.

11. هرگز، هرگز، هرگز جلوی او از مادرش انتقاد نکن!

12. از کارهای احمقانه اش دفاع نکن، زیرا عادت می کند به شکلی احمقانه تر، کارهایش را رفع و رجوع کند. به او نشان بده که همیشه روی او حساب می کنی.

13. اگر مقصر و گنهکار است، از او دفاع نکن؛ او مستحق آنچه بر سرش می آید هست. این فرصت خوبی است تا عذرخواهی کردن را یاد بگیرد و در شرایط سخت آنجا که تحت فشار است، خونسردی خود را حفظ کند.

 

روش رهایی از تنبلی و سستی


آیا شما هم اهل دفع وقت هستید؟ به احتمال زیاد پاسختان مثبت است. ممکن است بیشتر کارها را در حالی که میل به انجامشان دارید، به تعویق بیندازید و به دلایلی طفره بروید و بگویید«می دانم باید آن کار را سامان دهم، اما باشد برای بعد» و همین امر باعث می شود که احساس کنید کارایی ندارید و عزت نفس در شما کاهش می یابد.

تا به حال چند بار تصمیم گرفته اید رژیم غذایی بگیرید. با خود گفته اید از فردا یا هفته بعد، و هیچ گاه این فردا نیامده است.

  • به تعویق انداختن کار به بهانه خواب یا خستگی
  • ادامه دادن شغلی که امکانی برای رشد و پیشرفت ندارد.

شما می توانید هر کاری را که بخواهید انجام دهید، به شرط اینکه تصمیم به انجام آن کار داشته باشید. شما لایق و قوی هستید اما گاهی به سبب تنبلی و سستی تسلیم راه های فرار از مسئولیت می شوید.

چند روش برای از بین بردن تنبلی و سستی:

1. کارهای بزرگ را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید.

2. اهداف خود را کاملا مشخص کنید.

3. برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید.

4. یک روز تصمیم بگیرید که فقط به زمان حال بیندیشید و سعی کنید 5 دقیقه را صرف انجام کارهایی که می خواهید، بکنید.

در این فاصله کوتاه از به تعویق انداختن آن چه موجب رضایت خاطرتان است، اجتناب ورزید.

5. لیستی از کارهای عقب افتاده خود تهیه کنید. مثلا خواندن کتابی که مدت هاست قصد دارید آن را بخوانید.

6. اهدافتان را به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنید.

 


نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما