روش ها

روش ها

بر اساس آموزه های عرفانی

محل لوگو

روش درست فکر کردن


فکرهای ما، هم می تواند سازنده باشد و هم خراب کننده. فکر به طور برق آسا و ناگهانی در ذهن ما به وجود نمی آید- اگر چه اغلب چنین به نظر می رسد- عادت به تفکر صحیح، در حقیقت نوعی سؤال است در مقابل دانش و اطلاعات شخصی ما.

شما، در هر مقام و موقعیتی که هستید و با هر درجه تحصیلاتی که دارید، باید زحمت یاد گرفتن این را که درست فکر کنید به خود بدهید و این یادگیری، باید پابه پای بالا رفتن سن و سالتان، توسعه پیدا کند. همچنان که بزرگ و بزرگ تر می شوید، باید بیاموزید که چگونه فکر کنید، چه واکنش هایی در زندگی نشان دهید و چگونه با وجود خود و مردم دور و برتان روبرو شوید و این میسر نمی شود مگر با برداشت های درست، با شناخت واقعی محیط و اندیشه های منطقی و منطبق با سنت ها و عرف و عادت اجتماع.

سعی کنید از این خودآموزی، برای کنترل فکر و نظراتتان در مورد زندگی استفاده کنید.

مطمئن باشید که هر فکری که در ذهن شما هست، بی دلیل نمی تواند باشد. مثلا از خود بپرسید چرا در معاشرت و راه آمدن با مردم موفق نمی شوید؟ یا چرا احساس می کنید مدام باید با این و آن بحث و گفتگو کنید، یا تصور کنید که یک کسی مدام پشت سر شما حرف می زند؟

روش کار ذهنتان را که سرچشمه تفکرات شماست، آزمایش کنید و کنترلش را بدست بگیرید و با این تدبیر، کاری کنید که هیچ گاه افکار مضر و مخرب، نتوانند ناآگاهانه و بدون دخالت اراده شما ذهنتان را به خود مشغول دارند.

سعی کنید فقط از خودتان متوقع باشید، زیرا اگر سطح توقعات و انتظارتان از دیگران را بالا ببرید، آنان مطمئن می شوند که با بهره برداری از این احساس شما می توانند ایجاد یأس در شما کنند و وادارتان سازند که بیندیشید هیچ کسی غم شما را نمی خورد و اصولا وجودتان برای کسی قابل اهمیت نیست.

یک ذهن قانع، ذهنی است خرسند که سرشار از انواع فکرهای درست و منطقی است.

خب، پس چرا معطلید؟

سعی کنید از خود، بهتر از آنچه هستید بسازید، چشم و گوشتان را باز کنید، مغزتان را از فکرهای ناباب خالی کنید و نگذارید دیگران از آن به نفع خود بهره برداری کنند. آرزوها و هدف های خود را به راهی سوق دهید که در حد امکان است و قبلا تجربه شده است.

با دیگران مهربان باشید و درباره آنها مهربان فکر کنید. به جنبه های خوبشان نگاه کنید و سعی کنید در آنان چیزی پیدا کنید که قابل ستایش باشد. اگر بخواهید مدام جزئیات خطاهای مردم را ببینید و زیر ذره بین فکرتان بزرگش کنید، همیشه مورد بغض و خشم و تنفر دیگران قرار می گیرید.

و آیا این صحیح است که شما، که می توانید مورد مهر و محبت دوستانتان قرار بگیرید، تنفر آنان را برانگیزید؟!

به جای اینکه فکرهای تحریک آمیز و اختلاف برانگیز را در ذهن خود توسعه دهید، همیشه فرض کنید که اطرافیانتان شما را دوست دارند.

سعی کنید فکرهایتان دلیلی داشته باشد و از سر جاه طلبی و خودخواهی نباشد. اگر از کسی می ترسید، باید از خود بپرسید «چرا؟» و بدین تدابیر، ذهنتان را از این وسوسه آسوده کنید.

وقتی این کارها را کردید، در وضع بهتری قرار می گیرید و آسوده تر و راحت تر می توانید احساساتتان را کنترل کنید. بنابراین، رفته رفته عادت می کنید که برای فکرهایتان درباره مردم،دلیل خاصی داشته باشید، نه آنکه مثلا بیهوده فکر کنید فلانی حسود است، یا بخیل و بداخلاق.

وقتی که سعی می کنید واقع بین باشید، یدتان باشد که واقعیت فقط مسائل جنسی و خشونت و اعمال حیوانی نیست.

در مقابل اینها که بر شمردیم، صفات و اعمال عالی تری نیز در زندگی وجود دارد.

خطرناک ترین شیوه واقع بینی، تصورات غلطی است که گاه در مورد مردم در ذهن ما به وجود می آید و فکرهای نادرستی که درباره خودمان می کنیم.

بسیارند مردمی که همیشه سعی می کنند، یک صفت بد در کسی پیدا کنند و آن را در عالم خیال، روبروی صفتی خوب، از همانگونه که تصور می کنند در خودشان هست، قرار دهند و بدین ترتیب، جاه طلبی و غرور خود را ارضاء کنند و حتی اگر آن شخص واقعا چنان صفت بدی نداشت با کج اندیشی خویش، در او بوجود آورند.

با این گونه فکرهای فاسد، مخرب و ناگوار، انسان رفته رفته در خود عادت به بد فکر کردن به وجود می آورد و شاید پس از گذشت سال ها، دیگر هرگز نتواند به فکری سالم دست یابد.

فکر سالم، با زندگی سالم همراه است. هر کسی دوست دارد که سلامت، سازندگی و منطقی بودنش مورد توجه دیگران قرار گیرد و این میسر نیست مگر به یاری فکر سالم. زیرا که ما نیازمند دوست داشتن دیگران هستیم و می خواهیم که از معاشرت و مصاحبت آنان لذت ببریم و در فعالیت های آنان شریک باشیم.

 

 

روش درست فکر کردن
انتشار : ۳ بهمن ۱۳۹۷

برچسب های مهم

سه روش طلایی برای برندسازی


Brand=promise+commitment

شناسه(برند)= وعده و قول+ پایبندی و تعهد

قول بدهید آنچه را که می توانید انجام دهید و انجام دهید آنچه را که قول می دهید تا نیکنام شوید و نیکنام بمانید.

1) فر آیند برند شدن: عبارت است از نامگذاری و نام سازی، نام گستری و نامداری برای اثرگذاری بر مخاطبان و ماندگاری در ذهن آنان است.

2) هفت«م» برای داشتن برند موفق:

1.معرف مبانی فکری، فرهنگی،ارزشی و انسانی صاحب برند

2. مبتنی و متمرکز بر قابلیت و استعداد و شایستگی های صاحب برند

3. مخاطب خود را بشناسد و مرتبط با آن باشد.

4. مجذوب، مطلوب و محبوب باشد.

5. مداوم و متناسب با شرایط و تحولات محیط و ابزار باشد.

6. متفاوت، متشخص و متمایز باشد.

7. مقتدر، معتبر وماندگار بماند.

3) معنای جذابیت در برند:

عبارت است از ویژگی ها، صفات و داشته های ذاتی، اکتسابی و موقعیتی است که در جذب و جلب نظرها و ایجاد رابطه و تقاضای اولیه مؤثر هستند.

شناسایی و استفاده از انواع جاذبه ها برای توجه، جلب، جذب،گرایش و کشش مخاطبان نسبت به برند و ارتباط اولیه است.

جذابیت:چشم ربایی، دلربایی و مشتری ربایی است.

با توجه به نوع مخاطب و مشتری، نوع و تأثیر جذابیت ها متفاوت هستند.

جذابیت رقابتی نوعی جذابیت ویژه، برتر یا منحصر بفرد و متمایز است که در رقابت با دیگران فرصت ساز است.

با نظرپرسی از مخاطبان و الگو شناسی و خلاقیت بر جذابیت های خود بیفزایید. با جذابیت سازی های تازه از دید و منظر مخاطبان،«جذابیت رقابتی پایدار» به وجود می آید.

جذابیت بیشتر: «گیرایی» است تا «زیبایی»

موفقیت بزرگ چیست؟


پیش از آنکه به بررسی تفاوت میان دو مفهوم موفقیت و موفقیت بزرگ بپردازیم، بهتر است به چند نقل قولی که در ادامه می آیند و مفهوم موفقیت و موفقیت بزرگ را روشن می کنند، توجه کنیم.

آلبرت انیشتین: «سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید. به اطراف نگاه کنید و ببینید که چگونه مردم می خواهند چیزی بیشتر از آنچه زندگی در اختیارشان قرار داده به دست آورند. یک انسان ارزشمند بیشتر از آنکه به دنبال دست یافتن به چیزی باشد به دنبال کمک کردن است».

نیدو کوبین:«موفقیت مادی ممکن است منجر به ثروتمند شدن شما شود، اما تنها موفقیت معنوی است که شما را قادر به لذت بردن از موفقیتتان می کند.»

وینستون چرچیل: «با آنچه به دست می آوریم زندگیمان را می چرخانیم، اما با آنچه می بخشیم زندگی می سازیم.»

همه ی افراد بزرگ، بر پیروی از سه اصل زیر برای تبدیل شدن به فردی موفق تر تأکید کرده اند:

1.بالا بردن ارزش درونی با رشد خودشناسی و شناخت استعدادهای درست.

2.ایجاد تعادل میان موفقیت های مادی و معنوی.

3.قرار گرفتن در چرخه تغییر از گرفتن به بخشیدن.

موفقیت بیشتر معطوف به "من" و کمتر معطوف به "ما" است. موفقیت بزرگ، بیشتر معطوف به "ما" و کمتر معطوف به "من" است.

"ما" شامل تو، من، و همه کسانی است که مستقیم یا غیرمستقیم با اهدافتان مرتبط هستند.

اگر با دقت نمونه های مختلف موفقیت و موفقیت بزرگ در بالا آورده شد و نیز نقل قول هایی که عنوان گردید، مطالعه کرده باشید، نقاط اختلاف زیادی میان موفقیت و موفقیت بزرگ تر می بینید.

1.موفقیت مفهومی خرد (محدود) است که تنها به تحقق اهداف محدود می شود، در حالی که موفقیت بزرگ مفهومی گسترده است که شما را به چیزی فراتر از موفقیت شخصی رهنمون می سازد.

2.در مورد موفقیت این تنها شما هستید که پیروز می شوید، اما در مورد موفقیت بزرگ، همه پیروز می شوند، همان طور که شما با از خودگذشتگی به همه کمک می کنید. رسیدن به موفقیت، هیچ منفعتی برای جامعه ندارند زیرا این تنها شما هستید که از مزایای موفقیت بهره مند شده اید، اما با کسب موفقیت بزرگ، شما انسان ارزشمندی شده اید، زیرا توانسته اید خیرخواهانه عمل کنید و دیگران را نیز در آنچه به آن دست یافته اید شریک کنید. در چنین حالتی، دایره موفقیت، دایره ی بزرگی است.

3.اگر تنها شما موفق شوید بدون آنکه هیچ توجهی به اهداف خیرخواهانه نسبت به دیگران داشته باشید، در نهایت مطمئناً نمودار موفقیتتان پائین خواهد آمد، چرا که شما موفقیتتان را محدود کرده اید. اما در صورتی که تمرکزتان بر موفقیت خودتان و کمک به دیگران معطوف کنید، در نهایت نمودار موفقیتتان مطمئناً حالتی پایدار خواهد داشت و هرگز پائین نخواهد آمد، چرا که همانطور که خودتان به موفقیت رسیده اید به دیگران نیز کمک کرده اید. این در نهایت برای شما سودمند خواهد بود.

بنابراین همیشه به یاد داشته باشید:

1.با تحقق تصوراتتان، شما تبدیل به فرد موفقی شده اید، اما با کمک های خیرخواهانه به دیگران، تبدیل به فردی با موفقیت بزرگ می شوید.

2.اگر تحقق تصوراتتان منجر به موفقیتی مادی شود، پس از آن خیرخواهانه آنچه را کسب کرده اید با دیگران به اشتراک بگذارید، این موفقیتی معنوی است، و با تلفیق و هماهنگی هم موفقیت مادی و هم موفقیت معنوی، شما به سمت موفقیت بزرگ حرکت می کنید.

3.موفقیت بزرگ ترکیبی کامل از تعادل و هماهنگی میان موفقیت مادی و معنوی است.

موفقیت بزرگ چیست؟
انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

عوامل بر هم زننده تمرکز حواس


مبحث پراکندگی حواس و عدم تمرکز یکی از مباحث بسیار گسترده بالینی در روانشناسی و روانپزشکی محسوب می شود.

آنهایی که از عدم تمرکز و پراکندگی حواس رنج می برند به سنین مختلفی دسته بندی می شوند. در گروه های مختلفی هم دسته بندی می شوند و بر اساس نوع دسته بندی برای آنها درمان های متفاوتی وجود خواهد داشت. یکی از دلایل بالینی پراکندگی حواس بر می گردد به اختلالات بیش فعالی که موجب می شود فرد تمرکز انتخابی داشته باشد و روی چیزهایی که دلش می خواهد صد در صد تمرکزش را می گذارد. این اختلال شایع در همه ی رده های سنی می تواند قابل مشاهده باشد.

از دیگر عوامل پراکندگی حواس، خستگی شدید است. برای مقابله با این حالت زمان را مدیریت کنید و بیشتر استراحت کنید.

استرس نیز از عوامل عدم تمرکز است که ناشی از کارهای شدید روزمره هاست. اشخاصی که کار زیادی بر آنها بار می شود فضای خالی ای در ذهنشان برای تمرکز باقی نمی ماند.

بیماری اضطراب هم موجب عدم تمرکز است. اضطراب یعنی نگرانی و ترس. در این مورد تمام قوای شما برای برطرف کردن ترس متمرکز می شود که طبیعتا تمرکز حواس شما را پایین خواهد آورد.

بی خوابی نیز از عوامل عدم تمرکز است که البته می توان با اصلاح الگوی خوابیدن و بیدار شدن آن را درمان کنید.

پیشنهاد:

راز حافظه قدرتمند و تمرکز بالا و بهترین دوپینگ برای مغز

با داشتن حافظه قدرتمند و تمرکز بالا همه را مبهوت توانایی خود خواهید کرد!

نظرتان راجع به شخصیتی با مشخصات زیر چیست؟

کسی که فقط با یک بار حضوردر یک مهمانی تک تک افراد را با تمام مشخصات ظاهری و اسم و فامیل به خاطر می سپارد و در هر ملاقات دیگر بدون هیچ مشکلی آنها را به اسم صدا می زند.

کسی که پیچیده ترین موضوعات علمی و فرمول های محض را به سرعت به ذهن می سپارد و با تکیه به حافظه فعال و غنی خود از بزرگترین آزمون های هوش سربلند بیرون می آید.

کسی که هر شماره و عددی ( شماره تلفن افراد ـ پلاک اتومبیل ـ شماره حساب ـ شماره سریال ها و ....) بلافاصله در ذهن خود بطور دائم ثبت می کند.

کسی که بدون نیاز به روخوانی از روی کاغذ ، ساعت ها به طور منطقی و معنی دار سخنرانی می کند و همگان را مبهوت توان رهگیری اعجاب آور حافظه خود در یادآوری سریع موضوعات می نماید.

شما هم مانند یک حرفه ای آن گونه که انتخاب کرده اید دنیا را می بینید و حس می کنید.

روش کسب این تواناییها را به شما در مجموعه راز حافظه قدرتمند و تمرکز بالا آموزش می دهیم.

روی دکمه زیر کلیک کنید.

کلیک

 

عوامل بر هم زننده تمرکز حواس
انتشار : ۳۰ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش تربیت و رشد کودکان با قصه


داستان و قصه نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودک دارد. از طریق قصه ها و داستان های خوب، کودک به بسیاری از ارزش های اخلاقی پی می برد. پایداری، شجاعت، امیدواری، جوانمردی، طرفداری از حق و حقیقت و استقامت در برابر زور و ستم ارزش هایی هستند که هسته ی مرکزی بسیاری از قصه ها و داستان ها را شکل می دهند.

از جمله مهم ترین پیامدهای داستان خوانی، نزدیک کردن اعضای خانواده به یکدیگر است. در اینجا، خواندن برای کودک به یک جریان اجتماعی تبدیل می شود زیرا او در معرض اطلاعات گوناگون در مورد جامعه، مردم و رویدادهای اجتماعی قرار می گیرد. وقتی پدر و مادر برای او کتاب می خوانند در واقع به او الگو می دهند. بردن کودک به نمایشگاه ها و فروشگاه های کتاب به آنها فرصت می دهد بین کتاب ها بگردند و با کمک بزرگترها کتاب مورد علاقه ی خود را پیدا کنند.

همچنین عضو کردن کودکان در کتابخانه های عمومی از وظایف پدر و مادرهاست. وقتی کودک خواندن را یاد گرفت و برای خواهر، برادر یا پدر و مادر خود داستان خواند، حس اعتماد به نفس در او تقویت می شود. با این همه کودکان هر قدر هم در خواندن توانا شوند و مهارت پیدا کنند، هنوز نیاز دارند کسی برایشان کتاب بخواند. برای کودک مفهوم خواندن چیزی فراتر از تلفظ کلمات است. همچنین شنیدن داستان به شکل گروهی بسیار دلپذیرتر از تنهایی خواندن آن است.

در اینجاست که نقش مدرسه و خواندن به صورت گروهی مطرح می شود. مدرسه با برنامه ریزی صحیح، کاری را که از خانه شروع شده است می تواند پیگیری کند. مدرسه اولین جایی است که کودکان را به طور رسمی با خواندن و متون مکتوب آشنا می کند.

وظیفه ی بزرگسالان تنها ایجاد اشتیاق به خواندن در کودکان نیست. بلکه آنها باید برای تداوم خواندن در گروه های سنی، برنامه هایی را پیش بینی کنند تا عادت به خواندن در کودک پایدار و نهادینه شود.

کتاب هایی که برای کودکان انتخاب می شود باید جذاب، عمیق و شیرین باشند و با تجربه ها، نیازها، علایق و توانایی های آنها هماهنگ باشد و به کنجکاوی ها و آرمان های بلند پروازانه آنها پاسخ مثبت دهد. کتاب مناسب، تخیل کودکان را تقویت می کند و بر تجربه های او می افزاید. به او لذت می دهد و او را به خواندن علاقمند می کند.

به همین منظور مجموعه داستان های زیر در قالب یک DVD به شما پیشنهاد می گردد.

پیشنهاد:

این مجموعه شامل 48 داستان صوتی قدیمی مخصوص کودکان است که با صدای گیرای مرتضی احمدی همراه است.

لیست داستانها را در زیر خواهید دید:

علیمردان خان/ سه بچه خوک ( گرگه بد گنده) / امیر ارسلان نامدار / داستان جن پینه دوز/ سیندرلا/ زورو/ گربه چکمه پوش/ پینوکیو/ علیمردان در شهر شیطان/ آلیس در سرزمین عجایب انگشت طلایی/ آرش کمانگیر/ آوازه خوان های شهر قصه/ بز بز قندی/ دالی موشه/ دزده و مرغ فلفلی/ گالیور در جزیره کوتوله ها/ گردن کج گلابی با صدای مرحوم مقبلی و مرحوم مهر پرور غنچه گل سرخ/ سیندرلا/ غول خودخواه/ گربه های اشرافی و گربه های زیر شیروانی/ حسن و خانم حنا/ حسن کچل/ کدو قلقله زن/ کرم شب تاب/ خاله پیرزن ، گربه بلا موش ناقلا / شش جوجه کلاغ و یک روباه/ آقا موش شکمو/ خاله سوسکه/ خاله سوسکه کجا میری/ خرگوش ها و ستاره ها/ ننه قوزی

به اضافه آهنگ کارتن های قدیمی (ترانه های گلنار - هاچ زنبور عسل -از سرزمین شمالی - لاکی لوک - آنشرلی و پرین) و... دوست دارید این آهنگ رو با تعداد زیادی از قصه هاش رو یک بار دیگه بشنوید.

در صورت تمایل بر روی لینک "دوست دارم" کلیک کنید.

دوست دارم

معنای موفقیت چیست؟


این کلمه، کلمه­ ای است که به قلب هرکسی خیلی نزدیک است. هرکسی از اعماق قلبش می ­خواهد که موفق باشد و در زندگی به پیروزی برسد. هیچ­کس نمی­ خواهد در زندگی ناموفق باشد. هیچ ­کس به دنبال شکست نیست. این تلاش برای کسب موفقیت است که همه را وادار به انجام کارهای مختلف در زندگی می­ کند. هیچ ­کس به لحاظ قلبی چیزی جز این نمی­ خواهد.

من طی یک نظرسنجی به بررسی مقوله­ ی موفقیت در میان بخش­ ها و طبقات مختلف مردم از اقشار، و گروه ­های سنی مختلف، زنان، مردان، دانشجویان، کارمندان و کارگران، بازرگانان و متخصصان پرداختم.

سؤالی ساده را از تمامی آن­ها پرسیدم: موفقیت چیست؟ و پاسخ­ های مختلفی را از افراد مختلف دریافت کردم. برخی از این پاسخ ­های شایع در مورد مفهوم موفقیت عبارت بودند از: کسب نمرات خوب در آزمون ­ها، کسب درآمد بالا، بازنشستگی زودهنگام، کسب سود زیاد، شاد بودن، رضایت داشتن، داشتن شغلی خوب، داشتن سلامتی، داشتن آرامش ذهنی، داشتن روابط خوب و...

همه ­ی این دیدگاه­ ها مادی بودند. چند نفری هم پاسخ دادند که موفقیت یک حالت ذهنی است و از کمک ­های نوع­ دوستانه به جامعه نشأت می­ گیرد. البته چنین دیدگاهی، دیدگاهی معنوی است.

تقریباً 95% درصد کسانی که با آن­ها صحبت کردند، با دیدگاهی مادی­ گرایانه پرسش مرا پاسخ دادند. و تنها 5% درصد نظرات معنوی و غیرمادی­ گرایانه داشتند.

معنای موفقیت

موفقیت به بیانی ساده، به معنای تحقق تصورات شماست. مراحل وقوع موفقیت را می­ توان در قالب مراحل زیر نشان داد:

  1. اول، باید یک تصور (خیال، رویا) داشته باشید.
  2. باید اقدامات خاصی را جهت رسیدن به تصوراتتان انجام دهید.
  3. در نهایت اگر توانستید رؤیاهایتان را محقق کنید، پس "موفق" شده­اید.

در اینجا مثال­ های کوچکی فرآیند از تحقق تصورات و رسیدن به موفقیت ذکر می­ کنیم.

  1. اگر یک دانش ­آموز هستید و رؤیایتان این است که نمرات خاصی را در امتحانات­تان کسب کنید، پس خودتان را برای موفقیت در امتحان آماده کنید و تمام تلاش­تان را بکنید. اگر توانستید نمرات خاصی را که مد نظر داشتید کسب کنید، پس دانش ­آموز موفقی خواهید بود.
  2. اگر یک کارمند هستید و تصورتان این است که به موقعیت و جایگاه بالایی در شرکتی که کار می­ کنید برسید، باید برای رسیدن به رؤیایتان تلاش کنید، زمانی که در چنین موقعیتی قرار گرفتید، کارمند موفقی هستید.
  3. اگر یک تاجر یا متخصص هستید و تصورتان این است که به سود مشخصی دست یابید، پس باید اقدامات تجاری لازم را برای تحقق تصورتان دنبال کنید. اگر توانستید به سود مورد نظرتان برسید، تاجر یا متخصص موفقی هستید.
  4. اگر فقیر هستید و رویایتان این است که به پول زیادی دست پیدا کرده و ثروتمند شوید، برای رسیدن به رؤیایتان کار می­کنید. اگر با دستیابی به پول توانستید از فقر رهایی یافته و ثروتمند شوید، پس شخص ثروتمند موفقی هستید.
  5. اگر از یک بیماری رنج می­برید و رؤیایتان دستیابی به سلامتی است، پس برای بهبودتان تلاش کنید. اگر توانستید از بیماری خلاص شده سلامتی­تان را بازیابید، پس فرد سالم و موفقی هستید. در واقع موفقیت به معنای آن است که شما چه بوده ­اید و چه کسب کرده­اید. در تمام موارد فوق، هرچند تصورات و رؤیاهای افراد متفاوت بود، اما در نهایت همگی آن­ها موفق بودند چه که به خواسته­هایشان رسیده بودند.

معنای موفقیت چیست؟
انتشار : ۲۷ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

مروری کلی بر روش سیر حافظ در دنیا


از مختصات روش حافظ این است که از الفاظ محاوره و ترکیبات و کنایات عوام ابا ندارد و این گونه سخنان را با گستاخی اما با لطف و ظرافتی مخصوص در شعر خود می آورد و این کاری است که در سخن پیشینیان بسیار نادر بوده است. اگر چه سخن حافظ غالبا پیراسته و تراش خورده است و حتی گاهی رنگ صنعت به خود می گیرد، اما باز از استعمال این گونه الفاظ و تعبیرات بازاری و عامیانه بی اندام نمی شود.گویی شاعر به سادگی فکر و سهولت بیان این طبقه نزدیک شده و بیهوده نیست که تا به این حد مورد توجه و تحسین عامه قرار گرفته است.

در حقیقت او پیش از شاعران دیگر توانسته است غزل را از حلقه ی ادیبان و عالمان به مجلس بازاریان و محفل رندان و لشکریان بکشاند و همه را چاشنی محبت بچشاند. البته عشق است که او را ظریف و نکته دان می کند. اما مانع از آن نمی شود که گاه تکلف در صنعت و گاه تکرار مضمون شعر او را از لطف و تأثیر بیندازد.

شعر او سرود عشق و بی خودی است و با این عشق و بی خودی است که شاعر می تواند اندوه زمانه ای را که در فساد و گناه و دروغ و فریب غوطه می خورد، فراموش کند. دنیای او مثل دنیای خیام است؛ بی ثبات و دایم در حال ویرانی و تنها یک ساقی است که با انسان، یک رو و یک دل است؛ از این رو، شاعر برای فراموشی و رهایی و آسودگی به ساقی پناه می برد و درد و اندوه بی پایان خود را در امواج جام فرو می شوید.

زاهد زبان ملامت به او گشوده و طاعت خود را به رخ او می کشد، اما این رندی که همه چیز خود را به عشق فروخته است، اهمیتی بدان نمی دهد.

حافظ از شیخ و زاهد و فقیه و واعظ که دایم با حدیث هول قیامت، انسان را از خداوند دور و ناامید می کنند، بیزاری می جوید و ریاکاری و دو رویی و کوتاه نظری را محکوم می نماید و حتی جنگ هفتاد و دو ملت را افسانه می شمارد.وقتی انسان در مقابل تقدیر چاره ای جز تسلیم و رضا ندارد، او نیز از سرنوشت خود شکایتی ندارد و جز به لذت حال و عشرت عاجل نمی اندیشد و از مبهمات و آنچه درون پرده است، دغدغه ای به خود راه نمی دهد و گذر عمر را که مثل جویی روان و تمام نشدنی به بحر فنا می ریزد، می بیند و پرده های گوناگون حوادث را با بی قیدی و بی تأثری از پیش چشم می گذراند. همان شک و تردیدی که فلسفه ی خیام را خشک و خشن کرده است، فکر حافظ را لطیف و با طراوت نموده است؛ از این رو، اندیشه و احساس حافظ در خور شعر هر عصر و دوره ای است.

در وحشت و سکوت دنیایی محدود که در حال خرد شدن و فرو ریختن است، حافظ ندای شادی، نشاط و زنده دلی در افکنده و در ورای آلام و دردهای ظاهر، عشق ها و زیبایی های باطنی را نشان می دهد.

 

روش های موفقیت از نگاه ایلان ماسک


ایلان ماسک(Elon Musk) یک کارآفرین آمریکایی، مبتکر و سرمایه گذار است و بیشتر به خاطر نقشش به عنوان مدیر ارشد اجرایی شرکت تسلا موتورز، سازنده ماشین های الکترونیکی و به عنوان یکی از بنیانگذاران سیستم انتقال پول آنلاین یعنی پی پال، و برنامه فضایی تجاری اسپیس ایکس(SpaceX) معروف است.

ایلان ماسک اگر چه در زمره صد فرد ثروتمند جهان است، اما او را به ندرت به عنوان یک سرمایه دار و حتی سرمایه گذار می‌شناسند.

شهرت ایلان ماسک به خاطر اندیشه پیشرو او در زمینه تکنولوژی و تلاش برای توسعه تکنولوژی است.

ایلان ماسک ترکیبی از یک مخترع و سازنده است، همچون ترکیب بنجامین فراکلین و استیو جابز آن هم از نوع قدرتمندش.

ایلان ماسک: ایده ها وقتی اجرا شوند خوب هستند

ایده هایی که خوب اجرا نشوند، در ایده باقی می مانند؛ ایده ای که بسیار خوب اجرا شود می تواند به یک کسب و کار بزرگ و فوق العاده تبدیل گردد. رهبران امروزی باید هم ابتکار عمل داشته باشند و هم خوب اجرا کنند.

ایلان ماسک : بدانید چگونه باید استقامت کنید

وی و رهبران بزرگ دنیا می دانند که شکست نوعی بازخورد است. ماسک بعد از شکست های پی در پی پروژه را ترک نکرد، در عوض از شکست هایش درس گرفت و اصلاحاتی را انجام داد تا این که راکت فالکون وی اولین موفقیتش را در سال 2010 تجربه کرد.

ماسک با داشتن سرمایه افسانه ای، اهل ولخرجی‌های بی‌حساب و کتاب نیست

در سال ۲۰۱۵ میلادی او پس از ۱۲ سال، ۲ هفته به مرخصی رفت. گفته می‌شود ایلان ماسک حدود ۸۰ تا ۹۰ ساعت در هفته کار می‌کند.

مرد زندگی خانوادگی و اهل تفریح

وی با تمامی مشغله هایش ، برای ۵ فرزند خود وقت کافی می‌گذارد. او می‌گوید من یک پدر نمونه هستم. نیمی از هفته بچه‌ها پیش من هستند و هر وقت بیرون از شهر می‌روم آنها را نیز با خود می‌برم.

این ابر سرمایه دار در انتهای هر روز، از سرگرمی‌های معمولی مانند گوش کردن به موسیقی، بازی‌های رایانه ای و مطالعه کتاب لذت می‌برد. زندگی ماسک کاملا معمولی است او وقتش را با فرزندان و دوستانش سپری می‌کند و گاهی توئیت‌های خنده‌دار نیز می‌نوسید. اما بیشتر زمان زندگی این کارآفرین و مخترع به کار کردن سپری می‌شود.

 

روش های موفقیت از نگاه ایلان ماسک
انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

توصیه هایی به پدرها برای تربیت فرزند پسر


1. صبح روز تعطیل، اگر شده به بهانه خوردن یک خوراکی مختصر و خوشمزه، او را با خود بیرون ببر. بگذار مادرش کمی بخوابد.

2. نقاشی ها و کارهای دستی او را، حتی اگر چندان جالب هم نیستند، در دفتر کار خود آویزان کن.

3. وقتی که زورگویی کنی، او را یک زورگو و قلدر بار می آوری.

4. هر شب تکالیفش را کنترل کن.(زمانی کوتاه) این کار را به مادرش واگذار نکن تا متوجه باشد چه قدر درس خواندنش برای شما اهمیت دارد.

5. سعی کن بازی ها و مسابقات او را از دست ندهی؛ یک پسر، عاشق بازی کردن جلوی پدرش و شنیدن صدای تشویق های اوست؛ او همیشه می پرسد:«منو دیدی؟»

6. از همان بچگی درباره خدا، پیامبران و مسائل معنوی با او حرف بزن تا در نوجوانی، از صحبت کردن درباره آنها خجالت نکشد.

7. به او تفهیم کن فردی که می بخشد، ضعیف نیست، بلکه این نهایت ایثار است؛ بخشش موجب آرامش روحی می شود.

8. اصرار داشته باش وقتی پانزده ساله می شود، شغلی برای خودش دست و پا کند؛ به صرف دوست نداشتن، نباید از زیر بار آن شانه خالی کند.

9. به او بیاموز که بدون بررسی و مقایسه قیمت ها برای خرید(مثلا خرید پوشاک)، پولی پرداخت نکند.

10. با او در خصوص مسایل جنسی، گفتگویی آموزشی داشته و مجال بده انتظاراتش را مطرح کند.

11. هرگز، هرگز، هرگز جلوی او از مادرش انتقاد نکن!

12. از کارهای احمقانه اش دفاع نکن، زیرا عادت می کند به شکلی احمقانه تر، کارهایش را رفع و رجوع کند. به او نشان بده که همیشه روی او حساب می کنی.

13. اگر مقصر و گنهکار است، از او دفاع نکن؛ او مستحق آنچه بر سرش می آید هست. این فرصت خوبی است تا عذرخواهی کردن را یاد بگیرد و در شرایط سخت آنجا که تحت فشار است، خونسردی خود را حفظ کند.

 

روش رهایی از تنبلی و سستی


آیا شما هم اهل دفع وقت هستید؟ به احتمال زیاد پاسختان مثبت است. ممکن است بیشتر کارها را در حالی که میل به انجامشان دارید، به تعویق بیندازید و به دلایلی طفره بروید و بگویید«می دانم باید آن کار را سامان دهم، اما باشد برای بعد» و همین امر باعث می شود که احساس کنید کارایی ندارید و عزت نفس در شما کاهش می یابد.

تا به حال چند بار تصمیم گرفته اید رژیم غذایی بگیرید. با خود گفته اید از فردا یا هفته بعد، و هیچ گاه این فردا نیامده است.

  • به تعویق انداختن کار به بهانه خواب یا خستگی
  • ادامه دادن شغلی که امکانی برای رشد و پیشرفت ندارد.

شما می توانید هر کاری را که بخواهید انجام دهید، به شرط اینکه تصمیم به انجام آن کار داشته باشید. شما لایق و قوی هستید اما گاهی به سبب تنبلی و سستی تسلیم راه های فرار از مسئولیت می شوید.

چند روش برای از بین بردن تنبلی و سستی:

1. کارهای بزرگ را به بخش های کوچک تر تقسیم کنید.

2. اهداف خود را کاملا مشخص کنید.

3. برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید.

4. یک روز تصمیم بگیرید که فقط به زمان حال بیندیشید و سعی کنید 5 دقیقه را صرف انجام کارهایی که می خواهید، بکنید.

در این فاصله کوتاه از به تعویق انداختن آن چه موجب رضایت خاطرتان است، اجتناب ورزید.

5. لیستی از کارهای عقب افتاده خود تهیه کنید. مثلا خواندن کتابی که مدت هاست قصد دارید آن را بخوانید.

6. اهدافتان را به ترتیب اهمیت اولویت بندی کنید.

 

ارتباطات مؤثر؛ روش های گوش کردن مؤثر


در نمایشنامه هملت نوشته شکسپیر، پولونیوس به پسرش لائرتس توصیه جالب توجهی می کند:«گوش هایت را به همه و زبانت را به برخی بسپار.» بخش مهمی از فرآیند ارتباط کلامی به گوش کردن مطالب گفته شده اختصاص دارد.

ما به طور معمول حاضر نیستیم وقت بگذاریم و به حرف دیگران گوش کنیم. بسیاری از مردم ارتباط را تنها در سخن گفتن می دانند. اما در ارتباط مؤثر باید از خود پرسید که آیا واقعا گوش می کنید یا منتظر نوبت خود برای سخن گفتن هستید؟ اگر پیش از پایان سخنان طرف مقابل، درباره پاسخ خود می اندیشید، در واقع شنونده نیستید.

برای اینکه گیرنده و شنونده خوبی باشیم، باید سکوت کنیم و به دیگری به دقت گوش دهیم. گوش کردن مؤثر شامل چهار محله مختلف است:

1. شنیدن: دقیقا با توجه به کلمات ادا شده از طرف مقابل، حرف های او را به دقت بشنویم.

2. تفسیر: آنچه شنیده ایم با توجه به منبع معنی موجود در مغز خود تفسیر کنیم. تفسیر غلط به درک غلط منجر می شود. واژگان، رفتار،فرهنگ،دانش و تجربیات متفاوت به تفسیرهای متفاوتی منجر می شود.

3. ارزیابی: درباره آنچه تفسیر کرده ایم، قضاوت می کنیم و دیدگاهمان را با آن مقایسه می نماییم.

4. پاسخ: به گوینده این اطمینان را می دهیم که پیامش را درک کرده ایم. این پاسخ ممکن است به شکل کلامی یا غیر کلامی بیان شود.

بهترین حالتی که می توان شنونده خوبی بود این است که به دیگری نشان دهیم به حرف هایش علاقمند هستیم. به این ترتیب او را به ادامه حرف زدن تشویق می کنیم. برای این کار،باید به او توجه کنیم. همچنین با تکان دادن سر یا بیان عبارت هایی مختصر، علاقه مان را به سخنان او نشان دهیم. برای مثال بگوییم:«خب»،«چقدر جالب»،«درسته»،«بله».

روش های پیشنهادی دیگر برای گوش کردن مؤثر:

  • نیاز به شنیدن را در خود ایجاد کنید و بیندیشید که چه چیزی را از گوینده می توانید بیاموزید.
  • زمان را فقط به شنیدن اختصاص دهید تا دغدغه خاطر دیگری نداشته باشید.
  • پایه قضاوت خود را نه بر اساس شخص گوینده که بر محتوای سخن او قرار دهید.
  • بر کیفیت شنیداری خود نظارت کنید و از خود بپرسید که آیا به درستی توانسته اید گوش فرا دهید یا نه؟
  • با گفتن جملاتی، تأیید مضمون مطالب شنیده شده را به فرستنده پیام اعلام کنید.
  • اگر ارتباط در محیط زندگی شما انجام می شود، سعی کنید با چیدن مناسب مبلمان، تنظیم مطلوب درجه حرارت و تهویه اتاق و به حداقل رساندن صداهای مزاحم و عوامل منحرف کننده حواس، شرایط را برای گوش دادن مؤثر مهیا کنید.
  • از زمان فکر کردن خود استفاده مثبت کنید. با سؤال کردن از خود و تجسم ذهنی گفته های طرف مقابل و با تمرکز به سخنان گوینده فقط به او و پیام وی فکر کنید.
  • تا جایی که امکان دارد، کلام فرد مقابل را قطع نکنید. برای خود یک بانک ذهنی درست کنید تا نظراتتان را در آن«ذخیره» و بعدها«برداشت» کنید. با این کار رشته کلام فرستنده پیام را قطع نمی کنید و با رجوع به گفته های قبلی وی به او می فهمانید که شنونده فعالی بوده اید.

برگرفته از کتاب اصول و تکنیک های برقراری ارتباط مؤثر با دیگران، اثر: قادر باستانی

 

ارتباطات مؤثر؛ روش های گوش کردن مؤثر
انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

اساسی ترین روش حرکت انسان به سوی خدا


در سراسر مثنوی، مولانا جلال الدین محمد بر اهمیت گزینش و پیوستن به پیر راستین تکیه می کند و بر آن است که بر هر انسان مشتاق کمال، اساسی ترین روش حرکت، حرکت با همراهی یک استاد راهدان و انسان کامل است.

مسیر انسان مشتاق خدا پر پیچ و خم است

پس رهی را که ندیدستی تو هیچ                                     هین! مرو تنها، ز رهبر سر مپیچ

گر بنا شد سایه ی او بر تو گول                                        پس تو را سرگشته دارد بانگ غول(دفتر یکم مثنوی،بیت های 2958 و 2959)

چون راه سالک(انسان مشتاق خدا) پر خطر و پر آسیب است، ضروری است که او به یاری استاد کامل این راه پرنشیب و فراز را طی نماید، زیرا که پیر از اسرار راه آگاهی کامل دارد و خود این مسیر را گام به گام در نوردیده است. مولانا در ابیات بالا خطاب به رهرو می گوید عوامل بسیاری در این راه وجود دارد که ممکن است رهرو را به بیراهه بکشاند و از این روی هدایت و رهبری پیر را بایسته می داند. مولانا این عوامل را«بانگ غول» می خواند. پیشینیان می پنداشتند که در بیابان موجودی قوی و تنومندی زندگی می کند که کاروانیان را به بیراهه می کشاند و هستی آنان را می گیرد و به آنان آسیب می رساند.

پیر از نگاه مولانا کیست؟

پیر عقل آمد، نه آن موی سپید                                          مو نمی گنجد در این بخت و امید(دفتر سوم مثنوی،بیت2282)

چون یکی موی سیه، کان وصف ماست                               نیست بر وی، شیخ و مقبول خداست

چون بود مویش سپید، ار با خود است                                 او نه پیر است و نه خاص ایزد است

ور سر مویی ز وصف اش باقی است                                   او نه از عرش است، او آفاقی است(دفتر سوم، ابیات 1798 تا 1800)

در نهایت اینکه باید بدانیم نباید گمان کرد که تشخیص پیر از میان مردمان کاری است ساده و آسان. وجود پیر را هر کس نمی تواند ببیند. دیدار و مشاهده ی او شاسیتگی معنوی معنوی می خواهد وچنانچه خود مولانا می گوید:

مهدی و هادی وی است ای راه جو                                    هم نهان و هم نشسته پیش رو(دفتر دم مثنوی،بیت821)

از دید مولانا، پیر آن کسی که موی سپید دارد نیست، بلکه منظور از پیر، عاقل با تجربه ای است که مراتب عقل عامه و نمادها و دانش های ظاهری، دفتر و دبستان و قیل و قال را گذرانده و به عقل کل پیوسته باشد. در بیت بالا چنان که مولانا آشکار گردانیده، سخن پیرامون رسیدن به «امید» و رهایی از«ترس» و رسیدن به خوشبختی است که همان وصل یار است و در این بحث داستان رنگ و یا چگونگی مو نمی گنجد.

مولانا پیر را کسی می داند که از سیاهی مو که نماد هستی مادی آدمی است و موجب همه ی خودبینی ها و خودخواهی های ظاهری اوست، رها شده باشد و سر مویی از وابستگی های این جهانی در او باقی نمانده باشد.

 

 

 

اساسی ترین روش حرکت انسان به سوی خدا
انتشار : ۱۹ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

جادوی کلام حافظ؛روش خدای متعال برای حفظ آبرو از نگاه حافظ+ویدئو


رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار                      دستم اندر ساعد ساقی سیمین ساق بود

در این بیت، حافظ شیرازی به گونه ای در حال توجیه یک رفتار گناه آلوده است و می گوید معذورم بدار و ببخش!

در تمام این بیت 9 بار صوت و صدای «س» می شنویم؛ تراکمی عجیب از صوت "سین" هست. گویا در یک بیمارستان هستیم و تابلوی سکوت را در جلوی چشمان ما نصب کرده اند.

و اما آن 9 صوت سین:

تسبیح:1س

بگسست:2 س

ذ:1س (در زبان عربی ذال با سین هم مخرج هست)

دستم: 1س

ساعد:1س

ساقی:1س

سیمین:1س

ساق:1س

در اینجا صحبتی هست بین خدای حافظ و حافظ: ای حافظ! هیس! بین خودمون باشه! صداشو در نیار!

این همان صفت ستارالعیوبی خدای متعال است که آبروی بنده اش را در هر شرایطی حفظ می کند. آیا ما هم این گونه ایم؟!

این صداهای«سین» که به زیبایی تمام زیر کلام حافظ چیدمان شده اند مثل همان افکت ها یا زیر صداهایی هست که در فیلم ها می بینیم. در اینجا آهنگ زمینه «س» هست. یعنی هیس! سکوت!

گویند در زمان حضرت موسى علیه السلام در بنى اسرائیل به جهت نیامدن باران قحطى شد. مردم خدمت حضرت موسى رسیدند و گفتند: براى ما نماز استسقاء (نماز باران) بخوان.

حضرت موسى علیه السلام برخواست كه با قوم خود براى دعاى باران بروند و بیشتر از هفتاد هزار نفر بودند هرچه دعا كردند باران نیامد.

حضرت موسى علیه السلام عرض كرد: خدایا چرا باران نمى آید، مگر قدر و منزلت من نزد تو از بین رفته؟

خطاب رسید: نه، لیكن میان شما یک نفر است كه چهل سال مرا معصیت مى كند. به او بگو از جمعیت خارج شود تا باران رحمتم را نازل كنم.

موسى علیه السلام عرض كرد: الهى صداى من ضعیف است، چگونه به هفتاد هزار جمعیت برسد؟

خطاب شد: اى موسى تو بگو من صداى تو را به مردم مى رسانم ،حضرت موسى به صداى بلند صدا زد: اى كسى كه چهل سال است معصیت خدا را مى كنى از میان ما برخیز و بیرون رو كه خداوند به جهت شومى و بدى تو باران رحمتش را از ما قطع كرده.

آن مرد عاصی فهمیدباید بیرون برود،با خود گفت: چه كنم اگر برخیزم و از میان مردم بروم كه مردم مرا مى بینند و مى شناسند و رسوا مى شوم و اگر نروم كه خدا باران نمى دهد.

همانجا نشست و از روى حقیقت توبه كرد و از كرده خود پشیمان شد.یك دفعه ابرها آمده و به هم متصل شد و چنان بارانى آمد كه تمام سیراب شدند.

موسى عرض كرد: الهى كسى كه از میان ما بیرون نرفت چگونه شد كه باران آمد؟

خطاب شد: به شما باران دادم، به سبب آن كسى كه شما را منع كردم و گفتم از میان شما بیرون برود.

موسى علیه السلام عرض كرد: خدایا! این بنده را به من بنما.

خطاب شد: اى موسى آن وقتى كه مرا معصیت مى كرد رسوایش نكردم، حال كه توبه كرده او را رسوا كنم؟ حاشا، من نمامین و سخن چینان را دشمن مى دارم، خود نمامى كنم؟

به این ویدئو به دقت نگاه کنید.

 سخنرانی استاد رشید کاکاوند

 

جادوی کلام حافظ؛روش خدای متعال برای حفظ آبرو از نگاه حافظ+ویدئو
انتشار : ۱۸ دی ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش های موفقیت از نگاه بیل گیتس


ویلیام هنری «بیل» گیتس سوم (به انگلیس William Henry "Bill" Gates III )سرشناس به بیل گیتس (متولد ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ سیاتل، واشنگتن) کارآفرین، سرمایه‌دار، نیکوکار و مدیر ارشد اجرایی آمریکایی است که در سال ۱۹۷۵ با مشارکت پل آلن شرکت مایکروسافت را تأسیس کرد.

وی تا ماه مارس ۲۰۱۷ با دارایی خالص ۸۶ میلیارد دلار، به‌عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته می‌شد، ولی در تاریخ ۶ مارس ۲۰۱۸، جف بیزوس مدیرعامل و مؤسس شرکت آمازون، با ۱۱۲ میلیارد دلار دارایی ثبت‌شده، از او سبقت گرفت و به عنوان ثروتمندترین فرد جهان شناخته شد.

بیل گیتس از ابتدای تأسیس مایکروسافت، برای مدت ۲۵ سال، به‌عنوان مدیرعامل مایکروسافت فعالیت کرد،و الان هم با در اختیار داشتن ۱٫۳٪ درصد از سهام این شرکت، سهام‌دار عمدهٔ مایکروسافت است.

بیل گیتس موفق ترین و ثرتمندترین فرد نسل خود است. اما مهم تر از آن؛ او با کمک های خیریه سخاوتمندانه اش، تلاش بی وقفه ای را برای بهبود زندگی و جلوگیری از مرگ و میر انسان ها انجام داده است. نام او دائما به عنوان ثروتمندترین مرد جهان در فهرست فوربس قرار می گیرد. وی یکی از شناخته شده ترین کارآفرینان در انقلاب رایانه های شخصی است. او پس از بازنشستگی از سمت مدیر عاملی شرکت مایکروسافت، تمام وقتش را در بنیاد بیل و ملیندا گیتس صرف کارهای انسان دوستانه نموده است.

بیل گیتس: «نگذارید موفقیت شما را اغفال کند.»

یکی از بزرگ ترین درس هایی که ما می توانیم از بیل گیتس یاد بگیریم، توانایی او در فراموش کردن و پشت سر گذاشتن موفقیت است. وی می گوید:«موفقیت، یک معلم پست و بدجنس است که این ذهنیت را در افراد باهوش ایجاد می کند که آنها شکست ناپذیر هستند.» ضمن اینکه باید موفقیت های خود را به خاطر بسپارید، اما باید مطمئن شوید که این موفقیت ها روی قضاوت شما سایه نمی اندازند و اعتماد به نفس کاذب در شما ایجاد نمی کنند.

گیتس باور دارد که ما نباید الگوهای اولیه موفقیت خود را نادیده بگیریم، اما اگر تمام تلاشمان را صرف این موضوع کنیم که چرا این موفقیت رخ داده است، آمادگی خود برای رویارویی با چالش های آینده را ازدست خواهیم داد.

بیل گیتس: «قدر زمان را بدانید.»

«مهم نیست که چقدر پول دارید، نمی توانید با پولتان زمان بخرید.» بیل گیتس اهمیت استفاده عاقلانه از زمان را می داند و کارها را بر اساس اهمیت آنها الویت بندی می کند. اگر باور داشته باشید که نیازنیست در یک جلسه شرکت کند، درآن جلسه حضور پیدا نخواهد کرد. از سوی دیگر، برای معاشرت با فرادی که با او صمیمی هستند وقت می گذارد و مطمئن می شود که این وقت صرف تعهدات مهم می شود.

بیل گیتس:« از مشتریان ناراضی درس بگیرید»

با گذشت سال ها، بیل گیتس آدم های زیادی را از خود ناراضی کرده است. هر کس که نگاهش به "صفحه آبی مرگ" می افتد می فهمد چرا. اما به همان اندازه که مردم علاقه دارند از ویندوز انتقاد کنند، همچنان از آن استفاده می کنند. از سال 1990، ویندوز سیستم عامل اصلی جهان است و از آگوست 2011 بیش از 82 درصد سهم بازار را در دست دارد. دلیلش ساده است:«مایکروسافت همچنان به بازخورد مشتریان پاسخ می دهد و محصولاتش را ارتقاء می بخشد. این دیدگاه با بیل گیتس آغاز شد:«مشتریان ناراضی شما، بزرگ ترین منبع یادگیری شما هستند.»

بیل گیتس:«زیاد مطالعه کنید.»

اینکه بیل گیتس را "کرم کتاب" می خوانند، ممکن است چندان جدی گرفته نشود. گیتس در وبلاگ خود بخشی دارد که آن را به کتاب هایی که می خواند اختصاص داده است و سال گذشته کتاب هایی را برای مطالعه در تابستان و تا آخر سال پیشنهاد کرد. یک رهبر موفق می داند که باید تمام نقطه نظرات و دیدگاه ها را در نظر داشته باشد و می داند که الهامات و افکار بکر می تواند از هر جایی به سراغ انسان بیاید.

 

روش L.O.C.A.T.E در ارتباطات مؤثر با مشتری


یکی از روش های خوب در راستای ساده سازی و ساده گویی مطالب علمی، به نحوی که در ذهن مخاطب به خوبی جای گرفته و یادآوری شود، خلاصه کردن کلمات کلیدی با ردیف کردن حرف اول آنها در کنار یکدیگر است. در اینجا در خصوص روشL.O.C.A.T.E  در ارتباط مؤثر با مشتری که هر کدام از حروف، معرف یک کلمه طلایی هست، توضیحات بیشتری ارائه می کنیم.

1. گوش کردن به مشتری(Listen): یکی از ایرادات بسیاری ازبازاریابان و فروشندگان این است که مسلسل وار برای مشتری حرف می زنند، غافل از اینکه مشتریان بیشتر دوست دارند ما به حرف آنها گوش دهیم و متوجه شویم که خواسته های ایشان و تقاضایشان چیست؟

هنر گوش کردن یکی از مهم ترین مهارت هایی است که بازاریابان و فروشندگان حرفه ای به صورت پیوسته در خویش تقویت می کنند. آنها با گوش کردن مؤثر به صحبت های مشتری، می توانند از علایق و سلایق آنها بیشتر اطلاع یابند تا بتوانند با راهنمایی صحیح ایشان و توجه به نکاتی که آنها را خشنود می سازد، مدیریت مذاکره را بر عهده داشته باشند و به توافق مبتنی با رابطه ی برد طرفین برسند.

2.نگاه کردن به مشتری(Observe): نگاه کردن به مشتری نیز یکی از اصول اساسی در برقراری ارتباط مؤثر است. وقتی که ما با نهایت احترام و نرمی به مشتریان خویش نگاه می کنیم، به نحوی که اعتماد به نفس خویش را نیز به آنها نشان می دهیم، موفقیت بیشتری در ارتباطات خواهیم داشت. دزدیدن نگاه می تواند این موضوع را به ذهن مشتری منتقل سازد که ما به حرف های خویش ایمان نداریم، به همین دلیل از تلاقی نگاه خویش با آنها نگران هستیم. پس مدیریت نگاه، یکی از اصول اساسی در ارتباطات مؤثر است.

3. ترکیب با شرایط محیطی(Combine): ترکیب با شرایط محیطی هم از موارد با اهمیت است. منظور این است که محیط در فرآیند انتقال پیام بسیار مؤثر است. برای مثال وقتی که سر و صدا در محل مذاکره بالا باشد، اثربخشی ارتباط کم می شود. یا وقتی که فضا بیش از حد معمول سرد یا گرم باشد، افراد می خواهند سریع تر از آن فضا خارج شوند، بنابراین از بهره وری گفتگو و مذاکره کاسته خواهد شد.

ارتباط فروشنده و خریدار

4. پرسش از مشتری(Aak questions): پرسش از مشتریان به ما در فهم نیاز ها و خواسته های ایشان کمک می کند. ما با پرسش های صحیح، مدیریت گفتگو را به عهده خواهیم داشت. حتی می توانیم با طرح سؤالات به جا و صحیح، مشتریانی که در حالت گارد یا بی تفاوتی هستند را وادار به صحبت کنیم و به این طریق آنها را به سمت فازهای همراهی و همدلی هدایت کنیم. حتی امروزه می گویند مشاور خوب کسی است که سؤالات خوب طرح می کند. با پیش بینی سؤالات هدفمند و تیزهوشی در طرح سؤالات مناسب که از لابه لای کلمات مشتری به ذهن ما می رسد، در ارتباطات شایسته تلاش کنیم.

5. صحبت با دیگران(Talk to others): یکی از نکاتی که همواره به بازاریابان و فروشندگان جوان یادآور می شوم این است که در میز مذاکره فقط با رییس تیم مقابل صحبت نکنید بلکه با چرخاندن نگاه خود و همچنین به حرف گرفتن سایر افراد، به صورت منظم در مشارکت جمعی آنها اقدام کنید. این عمل باعث می شود که تمام افراد احساس مهم بودن بکنند و این احساس سبب شادی درون آنها می شود و حتی می دانیم که انسان ها وقتی شاد هستند، بیشتر خرید می کنند. همچنین همیشه به ویزیتورها که به مغازه ها،داروخانه ها و عطاری ها و... مراجعه می کنند توصیه می کنم که هیچ گاه نقش شاگرد مغازه ها را دست کم نگیرید. با نگاه کردن به آنها به هنگام صحبت با صاحب مغازه و نظرخواهی و احترام به شاگردها نشان دهید که برای شما مهم هستند. چون به راستی چنین هم هست. این را بدانیم که آنها ممکن است قدرت تصمیم گیری نداشته باشند، اما حتما قدرت تصمیم سازی دارند. آنها نیروهای تأثیرگذار بر رییس خویش هستند. پس به آنها نهایت احترام را بگذارید و با ایشان دوست شوید. آنها سپس خود تسهیل کننده ی شما در راستای هدف های فروشتان خواهند بود.

6. همدلی(Empathize): یعنی اینکه از زاویه ی نگاه فرد مقابل هم به موضوع بنگرید. خودتان را به جای همسرتان، فرزندتان، رییستان و کارمندتان، مشتریان و... بگذارید و از خود بپرسید اگر من به جای او بودم، از خودم چه انتظاراتی داشتم و سپس که به آن انتظارات فکر کردید، حال از خود بپرسید خوب حالا که این طرف هستم چقدر از آن انتظارات را خودم انجام می دهم. این تکنیک ما را تکان می دهد و به خود می آورد. من مطمئن هستم اگر همین تکنیک به خانواده ها آموزش داده شود، بسیاری از درگیری های بین زوجین حل خواهد شد و هر کس فقط از زاویه ی دید خود به موضوع نگاه نمی کند.

بیایید تکنیک همدلی و کل روش L.O.C.A.T.E را در روابط شخصی و سازمانی و در هنگام ارتباط با مشتری به طور صحیح به کار بریم و از برکات و ثمرات ارزشمند آنها بهره مند شویم.

 


نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما