روش ها

روش ها

نسخه های کاربردی و کوتاه

محل لوگو

نظرسنجی سایت

به نظر شما تولید محتوا در کدام حوزه بهتر است؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 80
  • بازدید دیروز : 106
  • بازدید کل : 247349

روش های غلط و صحیح نصیحت فرزندان در قالب جملات


بسیاری از جملاتی که به فرزندان می گوییم، تأثیر بدی روی آینده آن ها می گذارد. به جای آن ها، چه بگوییم؟

شش جمله مصطلح:

1. آنچه می گوییم: روی آینده تمرکز کن و به دنبال پاداش باش!

آنچه باید بگوییم: در لحظه زندگی کن!

2. آنچه می گوییم: استرس اجتناب ناپذیر است؛ باز هم ادامه بده!

آنچه باید بگوییم: یاد بگیر که استرس را کنترل کنی!

3. آنچه می گوییم: از وقتت برای درس خوندن استفاده کن!

آنچه باید بگوییم: از کاری نکردن هم می توانی لذت ببری!

4. آنچه می گوییم: فقط با توجه به توانایی هایت ادامه بده!

آنچه باید بگوییم: می توانی اشتباه کنی و از آن درس بگیری!

5. آنچه می گوییم: ضعف هایت را بشناس و هیچ وقت نازک نارنجی نباش!

آنچه باید بگوییم: با خودت خوب رفتار کن!

6. آنچه می گوییم: دنیا پر از گرگ است؛ باید فقط برای منفعت خودت کار کنی!

آنچه باید بگوییم: با دیگران همذات پنداری کن!

(برداشتی از مجله موفقیت شماره 358)

روزنامه نگاری؛ خبرنویسی 1- روش هایی برای گزینش مهم ترین اخبار از میان هزاران خبر


به لطف وجود رسانه های اینترنتی، روزانه بیش از هزاران خبر در دنیا برای انعکاس در دسترس ما قرار می گیرد.

بی شک، انتشار و پوشش دان همه آنها امکانپذیر نیست و باید به دنبال پوشش دادن اخبار مهم از میان هزاران رویداد دیگر باشیم. حالا سوال اینجاست که چه عناصر یا فاکتورهایی باید در یک رویداد باشد تا آن را قابل انتشار نماید؟

در درس خبرنویسی برای آن پاسخ مناسبی داده شده است؛ وجود عناصری در یک رویداد که منجر به گزینش آن و تبدیل به خبر می شود، با عنوان ارزش های خبری(News Values) می باشد.

ارزش های خبری، معیارهای گزینش رویداد را به ما می دهد؛ ارزش هایی که در روزنامه نگاری معاصر تقریبا حالت معیار مطلوب(استاندارد) به خود گرفته اند. این هفت ارزش ها در سراسر جهان برای روزنامه نگاران آشنا و شناخته شده هستند.

1. در برگیرندگی/ فراگیری(Impact): بر تعداد فراوانی از افراد جامعه تأثیرگذار باشد.مثل خبر ضرورت دریافت کارت سوخت

2. شهرت(Eminence): اشخاص، اشیای مکان ها، نهادها و مفاهیمی که دارای شهرت هستند. مثل اخبار داعش

3. برخورد و کشمکش(Conflict): این برخوردها به شکل انسان علیه انسان، انسان علیه محیط زیست و انسان و فجایع طبیعی و خوادث مربوط به حیات وحش قابل پیگیری هستند. اخبار سرقت ها، قتل ها، جنگ ها، تصادف ها، زلزله هاو... از این قبیل خبرهای برخوردی به شمار می آیند.

4. استثنا و عجیب بودن(Oddity): به طور کلی این رویدادهای نادر را خوانندگان و مخاطبان خبرها تحت عنوان«ترین ها» می شناسند: پیرترین فرد جهان، بلندترین آسمان خراش دنیا، گل زن ترین فرد جهان و...

5. بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار(Magnitude): این ارزش خبری عمدتا به اعداد و ارقام مربوط می شود. به عنوان مرگ 100 نفر بر اثر خوردن مشروبات الکلی تقلبی

6. مجاورت(Proximity): مخاطبان رسانه ها ترجیح می دهند که ابتدا از خبرهای مربوط به محله، شهر،کشور و کشورهای همجوار خود اطلاعات کسب کنند.

7. تازگی(Timeliness): روزنامه مثل نوزادی است که در همان روز تولد جان می سپارد. روزنامه ای از لحاظ خبری موفق تراست که حاوی «اخبار تازه تر» و به عبارت بهتر حاوی اخبار«به هنگام» باشد.

تمرکز فکری بی نظیر بیل گیتس


اگر میزان تمرکز و یقین ما در تفکری که می کنیم، 93 درصد باشد، تمرکز در عمل و شدت عمل ما نیز، همین 93 درصد می باشد؛ یا اگر اولی 20 درصد باشد، دومی هم همان 20 درصد می باشد. شکل دیگرش این گونه می شود: اگر فقط یک فکر در ذهنمان باشد، تمرکزمان بالا، اگر دو فکر در ذهنمان باشد که یکی مثبت و یکی منفی است، تمرکزمان متوسط و اگر ده فکر در ذهنمان باشد، تمرکزمان افتضاح خواهد بود.

خیلی ها درباره نسبت این فکر و عمل با هم صحبت کرده اند. اگر ذهن شما آشفته و سرشار از تصورات و اهداف مختلف باشد، در این صورت عمل شما نیز چنگی به دل نخواهد زد.

اما اگر همه فکر و ذهن شما در تسخیر یک ایده باشد، آن وقت می توان قدرت این تمرکز و یقین را در عمل دید.

پروفسور«کل نیوپورت»، استاد دانشگاه جرج تاون، در این باره به سراغ "بیل گیتس" رفته و تمرکز او را ستوده است. اینکه در زمان جوانی تا دیر وقت روی برنامه های کامپیوتری خودش کار می کرد و به قدری غرق در این کار می شد که از فرط خستگی، سرش سنگین شده و روی کیبورد خوابش می برد؛ البته دو، سه ساعت بعد بیدار شده و چند بارپلک زده و کار را از جایی که تمام شده بود، شروع می کرد.

پروفسور نیوپورت، دلیل موفقیت بزرگ و استثنایی "بیل گیتس" را به نوعی همین تمرکز او می دانست و دلیل برتری او نسبت به شریکش، آلن را هم در همین تمرکز جست و جو می کرد؛ ذهن آلن سرگردان میان ایده ها و علاقه های زیاد بود و البته همه فکر و ذکر گیتس، فقط روی یک چیز تمرکز داشت؛ برنامه نویسی!

فرض این است که تمرکز فکری، رفتارهای متمرکز و منسجم، تمرکز متوسط فکری، رفتارهای متوسط و تمرکز پایین، رفتارهای غیر متمرکز و باری به هر جهت را سبب می شود.

(برگرفته از دو هفته نامه موفقیت/شماره 358)

روش و توصیه مولانا به شاد زیستن


مولانا از آن دسته عارفانی بود که یکپارچه شوریدگی و حال و دیوانگی بود. و اگر چه می گفت:

در غم ما روزها بیگاه شد                             روزها با سوزها همراه شده

(مثنوی معنوی/دفتراول)

اما چنانچه خواهیم دید در جان و در کام او نه غم بود و نه سوز و اگر چنانچه غم و سوزی بود، غم و سوزی نبود که با شور و حال و جذبه و شوریدگی منافات داشته باشد. مولانا از آن عرفانی بود که در بسط بود(شادی و گشایش چهره) نه در قبض(غم و غصه) و از آن دسته عرفایی بود که اهل خرابات بود(مست و شاداب) و نه اهل اهل مناجات. اگر چه هستی او سرشار از عشق و محبت به حضرت حق بود و به راستی یک اقیانوسی از آتش بود. اما در واقع هیچ غمی خاطر او را نگزید و هرگز بر گذشته ی خود پشیمانی نداشت و به راستی بهشت او در همین دنیا بود. مولانا اهل طرب و اهل طلب بود.

اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی                       وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی

به کاهلی بنشینی که این عجب کاریست                         عجب تویی که هوای چنان عجب نکنی

مولانا مدتی در طلب بود و وقتی که به مراد و معشوق رسید به طرب پرداخت و برنامه ی او برای زندگی همگان همین بود:

«که یا باید در طلب کوشید و یا در طرب»

و به حق عمر او در این دو مسیر گذشت.

روش های شناختن احمق همه چیزدان


بدانیم که ما از آنها نباشیم!

بزرگمهر وزیر خردمند خسرو انوشیروان:« همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاییده نشده اند.»

از ویژگی های افرادی که در برابر هرگونه یادگیری،آموزش و دریافت داده های اطلاعاتی به شدت مقاومت می کنند این است که سوال می کنند و بیش از آنکه منتظر جواب باشند، منتظر تاییدی از طرف مقابلند.

نمی توانیم تضمین کنیم که ما هم جزو این افراد نباشیم. ضرر مقاومت در برابر یادگیری، بسیار بیشتر از صرف ندانستن است. خوب است که ویژگی های چنین افرادی را بشناسیم تا مبادا روزی خودمان در زمره آن ها قرار بگیریم؛ البته اگر همین حالا نباشیم.

افراد مقاوم در برابر یادگیری:

  • نقاط ضعف و کاستی های خود را نمی شناسند یا باور ندارند.
  • برای حل مشکلات، از دیگران کمک و مشورت نمی خواهند.
  • کسی را به عنوان صاحب نظر، قبول ندارند.
  • خود را همه چیزدان می دانند؛ چیزی را یادداشت نمی کنند و سؤالی نمی پرسند.
  • انتقاد پذیر نیستند و خود را همین طور که هستند، قبول دارند.
  • در اشتباهات و شکست هایشان، همه را مقصر می دانند، جز خودشان را.
  • اهل مطالعه و یافتن پاسخ پرسش های خود نیستند. چه بسا اصلا پرسشی برایشان مطرح نمی شود.
  • به جای یافتن راه حل، یا وسواس گونه بر مشکل تمرکز کرده و یا صورت مسئله را پاک می کنند.
  • در برابر رویدادهای گوناگون زندگی شان،آگاهانه رفتار نمی کنند و از اشتباهات و تجربه های خود یا دیگران درس نمی گیرند.
  • راحت طلب هستند و از تغییر یا یافتن مسیرهای تازه برای مشکلات یا رسیدن به اهدافشان، می گریزند.

راهکار:

هرگاه بتوانیم ضعف ها،کاستی ها یا نادانسته هایمان را ببینیم و بشناسیم و سپس تمایلی برای رفع آنها پیدا کنیم،آن وقت است که در جستجوی راهکار، نیاز به یادگیری را در خود احساس خواهیم کرد.

برای آنکه مقاومتمان در برابر یادگیری را هر چه کمتر کنیم خوب است بیشتر شنونده و بیننده باشیم تا گوینده؛ هر روز مقداری مطالعه کنیم و مطلبی جدید یاد بگیریم، با افرادی که اهل رشد یافتن و رو به جلو رفتن هستند، معاشرت کنیم و با غرورمان مبارزه کنیم تا دریچه ذهنمان بتواند به سوی یادگیری مطالب تازه باز شود.

روش استفاده صحیح از کارت ویزیت


داشتن کارت ویزیت در عصر ارتباطات موضوع عادی هست. چه افرادی که قصد دارند با کارت ویزیت محصول یا تجارتشان را معرفی کنند و چه افرادی که کارت ویزیت شخصی دارند و اطلاعات تماسشان را در آن درج کرده اند. به نظر می رسدکه وجود این کارت باعث سوء برداشتی شده است.

اغلب ما فکر می کنیم وقتی کارت ویزیتمان را به فردی می دهیم دلیل برای این می شود که آن فرد هم روزی که به کالا یا خدمات ما احتیاج داشت حتما با ما تماس می گیرد!

شکی در این نیست که کارت ویزیتمان را باید به دیگران بدهیم، صحبت ما درباره ی نگرش بعد از دادن کارت ویزیت می باشد. بعضی ها فکر می کنند همین که کارت را به دیگران دادند، می تواند ضامن فروش بیشتر آنها بشود در حالی که اصلا این گونه نیست. دلیلی وجود ندارد که مشتری ها ما را به خاطر بسپارند. وقتی که کارت ویزیت را به کسی می دهیم و قصد داریم یک رابطه ای ایجاد کنیم، حفظ این رابطه وظیفه مشتری نیست و این ما هستیم که با تماس های بعدی،مراجعات، پیگیری ها و یادآوری های بعدی در صدد حفظ این رابطه بر می آییم.

پس بدانیم که دادن کارت ویزیت به تنهایی ضامن بقای رابطه ی شما با مشتری های بالقوه و بالفعل شما نیست. بلکه حتما مجموعه اقداماتی برای تداوم رابطه و به یاد ماندن مشتری لازم است.

پس مراقب کارت ویزیت هایی که خرج می کنید باشید!

روشی برای فراموشی خشم و ناامیدی


حواس خود را طوری پرورش دهید که با همه ی انسان ها و با خدا در ارتباط باشید. این حالت سبب می شود تا از هر گونه ناسازگاری و کشمکش دور بمانید. هیچ انسانی را دشمن خود نپندارید و هیچ کس را مانع رسیدن به تکامل خویش ندانید. آگاهی از این که ما نیز بخشی از وجود دیگر انسان ها هستیم سبب می شود تا خشم و ناامیدی خود را به دست فراموشی بسپاریم و دیگران را نیز در پیدا کردن راه حلی برای مشکل خود، سهیم و شریک بدانیم.

بدانید با انسان هایی که ارتباط دارید همیشه آماده و در دسترس هستند تا به شما کمک کنند شغلی مناسب بیابید، معمای بسیار دشواری را حل کنید، روی پای خود بایستید و مشکلات مالی خویش را سامان دهید. هر انسانی به جای اینکه رقیب شما باشد، هم وطن شماست. این است آن آگاهی معنوی که لازم است تمرین و تجربه کنید.

ارتباط داشتن به معنای واقعی یعنی در زندگی خود این فرصت را دارید تا از عشقی که شما را احاطه کرده است و شما را به هر کس و هر چیزی متصل می کند بخواهید تا هم اکنون نیز شما را به مسیر درست هدایت کند. به این ترتیب تصورات منفی خویش را رها می کنید و هر کس و هر چیزی را همچون یاری دهنده ای که عاشق شماست، می بینید. دقیقا در همین لحظات، شخصی مناسب از راه می رسد و یا واقعه ای که باید به وقوع بپیوندد و به شما کمک می کند.

این جمله تأکیدی بسیار مثمر ثمر است: « چیزی را که جدا از من باشد نمی بینم، نمی شنوم و نمی شناسم..

روشی برای فراموشی خشم و ناامیدی
انتشار : ۱۸ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش صحیح هشدار دادن درباره رفتارهای پر خطر


امروزه دانشمندان روان شناسی و جامعه شناسی توصیه می کنند اطلاع رسانی در خصوص یک رفتار می بایست به صورت واقعی، کامل و به دور از سوگیری و با توجه به هر دو جنبه سود و زیان آن رفتار صورت گیرد؛ به این معنی که اگر به عنوان مثال در پی آگاهی دادن نسبت به شیوع مواد مخدر هستیم، می بایست علی رغم میلمان، به فردی که می خواهیم او را راهنمایی کنیم، هم زمان در خصوص سود کم ناشی از مصرف مواد مخدر(آرامش کوتاه مدت،کمک به فراموش کردن مشکلات و...) هم در کنار مضرات آن اطلاع رسانی کنیم. در این حالت مخاطب را در موقعیت آگاهی کامل و در شرایط مناسب و واقعی انتخاب قرار داده ایم. اینجاست که با تقویت میل به انتخاب برتر و اینکه فایده ای دراز مدتر در پی داشته باشد، می توانیم فرد را به سمت رفتار صحیح هدایت کنیم.

یکی از دلایل انتخاب اشتباه این است که جامعه فقط نسبت به زیان های واضح و آشکار هشدار می دهد. در چنین شرایطی، وقتی فرد موفق به کشف فایده های هر چند اندک و موقتی رفتار اشتباه شود، متاسفانه به سرعت در پی تجربه آن می رود؛ در حالی که اگر این آگاهی از پیش به او داده شود، تمایل به این تجربه کاهش می یابد.

روش صحیح هشدار دادن درباره رفتارهای پر خطر
انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

غذای ضروری


هیچ موجودی نمی تواند بدون غذا زنده بماند. هر چیزی که مصرف می کنیم یا ما را بهبود می بخشد یا مسموم می کند. ما معمولا فقط چیزهایی را که از طریق دهانمان می خوریم غذا می دانیم، در صورتی که چیزهایی را که با چشمانمان، بینیمان، زبان و بدنمان مصرف می کنیم نیز غذا محسوب می شوند. گفتگوها در اطراف ما صورت می گیرند، و گفتگوهایی که ما در آن ها شرکت می کنیم نیز غذا محسوب می شوند. آیا ما آن نوع غذایی را که برایمان مفید است و به رشدمان کمک می کند تهیه و مصرف می کنیم؟

وقتی چیزی می گوییم که ما را تغذیه می کند و افراد دور و برمان را بر سر شوق می آورد، در واقع داریم عشق و مهربانی را تقویت می کنیم. وقتی که طوری حرف می زنیم و عمل می کنیم که تنش و خشم ایجاد می کند، خشونت و درد و رنج را تغذیه می کنیم.

ما اغلب از افراد دور و برمان و از چیزهایی که می بینیم و می خوانیم اطلاعات سمی جذب می کنیم. آیا چیزهایی که جذب می کنیم باعث رشد همدلی و شفقتمان نسبت به یکدیگر می شود؟ اگر چنین باشد، غذای خوبی است. ما اغلب اطلاعاتی را جذب می کنیم که باعث می شود احساس ناامنی کنیم یا در مورد دیگران عجولانه قضاوت و احساس برتری کنیم. ما می توانیم درباره ارتباطمان از اصطلاحات تغذیه و مصرف استفاده کنیم.

اینترنت موادی مصرفی است، سرشار از مواد مغذی که بهبود دهنده و هم سمی است. با فقط چند دقیقه آنلاین بودن بودن بسیار راحت می توان مقدار زیادی از این مواد را بلعید. این به این معنا نیست که نباید از اینترنت استفاده کنید، بلکه باید نسبت به چیزهایی که تماشا می کنید و می خوانید حساس باشید.

وقتی که سه یا چهار ساعت با کامپیوترتان کار می کنید، به کلی در آن غرق می شوید؛ مثل خوردن سیب زمینی سرخ کرده. شما نباید تمام روز سیب زمینی سرخ کرده بخورید، و نباید تمام روز با کامپیوتر کار کنید. شاید چند عدد سیب زمینی سرخ کرده یا چند ساعت کار با کامپیوتر، همه چیزی باشد که بیش تر ما نیاز داریم.

چیزهایی که می نویسید و می خوانید می توانند کمکتان کنند که بهبود بیابید، بنابراین به چیزهایی که مصرف می کنید توجه کنید.

برای حل هر مشکلی روشی معنوی وجود دارد


معنویت نیرویی است بدون شکل و غیرقابل رؤیت. همان نیرویی که منشأ و سرچشمه ی زندگی روی این سیاره است. مهم نیست چه نامی برای این نیرو انتخاب کنیم، این نیرو هر چه که هست می تواند هر مشکلی را حل کند. برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد ما فقط نیازمندیم بیاموزیم که چگونه می توانیم به آن دست پیدا کنیم. در دنیایی که آن را معنویت می نامیم برای هر چیزی که شما نام مشکل بر آن نهاده اید در همین لحظه و هم اکنون راه حلی در دسترس و آماده سازی وجود دارد.

برای نمونه: هنگامی که با مشکلی روبرو شدید جمله ای تأکیدی را برای خود در نظر بگیرید. و آن جمله:

«شاید دقیقا ندانم که در این جا چگونه به راه حلی معنوی دست پیدا کنم اما کاملا مطمئنم که راه حل و روشی معنوی وجود دارد.»

با باور حضور چنین نیرویی در واقع ما از او دعوت می کنیم که وارد زندگی ما شود.

(منبع: کتاب برای هر مشکلی راه حلی معنوی وجود دارد/ وین دایر)

 

 

برای حل هر مشکلی روشی معنوی وجود دارد
انتشار : ۱۵ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش خلاقانه دکتر نصرت پزشکیان برای درمان بیماران


«نصرت پزشکیان» در روز 28 خرداد سال 1312 و در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش داروساز و حکیم بود؛ پس به دنبال رشته پزشکی رفتن چندان از روحیه خانوادگی اش دور نبود. او در سال 1954، زمانی که 21 سال داشت، برای تحصیل به آلمان مهاجرت کرده و در رشته جراحی مغز و اعصاب شروع به تحصیل کرد. نصرت پس از اتمام دوره جراحی اش، به تحصیل در رشته روان درمانی روی آورد. او برای خواندن این درس و مطالعه بر روی آن، تنها به آلمان بسنده نکرد و در کشورهای سوئیس،اتریش و آمریکا هم دوره های تخصصی روان درمانی را پشت سر گذاشت. نصرت پزشکیان مؤسس آکادمی روان درمانی«ویسبادن» است که در آلمان به آموزش روان درمانی می پردازد. اما آنچه که نصرت پزشکیان را به یک چهره خاص در علم روان درمانی تبدیل می کند، چیزی فراتر از گذراندن این همه دوره تخصصی و تأسیس یک آکادمی روان درمانی است؛ او در سال 1968 روشی به نام «روان درمانی مثبت» را پایه ریزی کرد و گفته می شود که او این روش را بر اساس رویکردهای بین فرهنگی ابداع کرده است.

اما روان درمانی مثبت چیست؟

روان درمانی مثبت، نام ساده ای دارد و از روی نامش می توان تا حدی چگونگی آن را دریافت؛ ولی بهتر است حواستان را جمع کنید تا آن را با مثبت اندیشی های الکی اشتباه نگیرید. همان طور که از ظاهر این اصطلاح می توان فهمید، روان درمانی مثبت بر پایه دید مثبت به طبیعت انسان ساخته شده است. اما زمین تا آسمان با زدن عینک خوش بینی بر چشم و نادیده گرفتن واقعیات تلخ متفاوت است. این روش با تمرکز بر واقعیات خوب و روشن، تلاش می کند تا کنترل واقعیات بد را در دست بگیرد و نگذارد آن ها افساز زندگی را به دست بگیرند.

اما روش هایی که نصرت پزشکیان برای روش ابداعی اش به کار گرفت، چیزی فراتر از مثبت اندیشی هایی است که ما هر روزه با آن سر و کار داریم:« من 40 سال پیش، با دو داستان شروع کردم و اکنون بیش از 800 داستان جمع آوری و تنظیم شده است که در بیماری های مختلف مانند ترس، افسردگی،عصبانیت، حسادت، سردرد، بی خوابی، چشم درد، آلرژی، بیماری آسم، روماتیسم، مسائل زناشویی و تربیتی به کار برده می شود.»

دکتر نصرت آن داستان ها و حکایت ها را به بیماران خود می داد تا بخوانند و نتیجه گیریشان را بنویسند و سپس با توجه به آن نتیجه گیری ها، پزشک موفق می شد تا بیمار را درمان کند.

دکتر پزشکیان می گوید:« اگر داستان ها و افسانه های کهن ایرانی را نشنیده باشید، بعید است که این داستان ها را در کتاب های درسی هم نخوانده باشید؛ داستانی مثل«طوطی و بازرگان» را به خاطر می آورید؟ جالب است بدانید عمق این داستان و داستان هایی شبیه به این فقط در سرگرمی و پندهای زودگذر نیست؛آن ها می توانند شفابخش باشند؛ تنها باید بدانید که چطور از آن ها استفاده کنید.»

پروفسور نصرت پزشکیان حدود 38 هزار پزشک را تا سال 2006 در قسمت روان درمانی و روان کاوی آموزش داده است. او موفق به کسب نشان لیاقت که در واقع بزرگ ترین مدال آلمان است هم برای تلاش در راه سلامت همگانی و ارتباط مثبت میان شرق و غرب شده است.

دکتر نصرت پزشکیان و مدال لیاقت آلمان

علاوه بر این، در ژنو هم جایزه ابوعلی سینا را به خود اختصاص داد. پروفسور پزشکیان در 7 اردیبهشت سال 1389 از دنیا رفت و یاد و خاطره اش را در روش ابداعی و کتاب ها و مقالاتی که نوشت و همسر و دو فرزندش که همگی در همان حرفه مشغول به کار هستند، به جای گذاشت.

 

افکار منفی ممنوع!


پیش چشمت داشتی شیشه کبود                                  لا جرم دنیا کبودت می نمود

(مولانا)

آقایی بود که مسافرکشی می کرد. از او پرسیدم چرا خوشحالی؟

این چیز بعیدی در این جامعه است! گفت آقا خدا را شکر! الآن سطل زباله ها را نگاه کنید، قدیم ها سطل زباله به این زودی پر نمی شد. این زباله ها نشان دهنده میزان مصرف ماست. ما چه را مصرف می کنیم؟ من خودم کودکی ام به خاطرم هست. من در کودکی این قدر مواد غذایی مصرف نمی کردم. هر روز برنج و گوشت هم نمی خوردیم. تابستان که آب دوغ خیار بود و پروتئینش هم با گردو تأمین تآمین می شد؛ در نهایت خامه ای هم در آن می ریختند که خیلی هم بعید بود. تازه در گذشته خامه پاستوریزه هم نبود. ما هم تندرستیم و مغزمان درست کار می کند. در قدیم این همه مصرف غذا نبود. بچه هایی که من در مدرسه یادم هست، بچه کنار دست من گوشش آنقدر چرک داشت که چرکش می ریخت بیرون و ما می دیدیم؛ اما الان فرهنگ و بهداشت خیلی بهبود پیدا کرده است. آیا ما بابت اینها شاکریم؟ نه، غر می زنیم!

ممکن است خیلی ها بگویند آقای معظمی تو نفست از جای گرم در می آید، از دل ما خبر نداری. هر کسی به اندازه کافی دلیل و بهانه برای غر زدن دارد. هر وقت اراده کنید می توانید دلیلی پیدا کنید که خدا را شکر کنید و شاد باشید. اما این انتخاب من و شماست که چطور فکر کنیم. بله خیلی مشکل ها و فشارها ناخواسته هستند و ما هم تسلطی بر آنها نداریم، اما باید یاد بگیریم که با دل خونین، لب خندان بیاوریم. مثل چنگ نباشیم که یک زخمه به آن بزنند، صدایش همه دنیا را پر کند.

با دل خونین، لب خندان بیاور همچو جام                 نی که چون زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش

باید اقتدار انسان بودن خودمان را نشان دهیم و جالب است که اگر این روش را انتخاب کنیم، دچار مرض روانی نخواهیم شد و زندگی مان نجات پیدا می کند.

کسی که غر می زند، تمام توجهش به نکات منفی است، اسیر شده است،اصلا دلش هم بخواهد نمی تواند به این راحتی بیرون بیاید، چون چیزی جز منفی نمی بیند.

آن مرض روحی و روانی، همین شیشه تیره منفی بینی است. در خودت، همکارت، بالادستی ات، زیر دستی ات، زمین و زمان همه اش منفی می بینی. دلیلیش هم این است که در شرایطی که من و شما می توانیم غر بزنیم،می توانیم کسانی(و لو معدود) را بیابیم که شاکر، مؤثر و موفق هستند.

خودتان را جای کسی که عزیزی را در سی سی یو دارد و نمی داند زنده می ماند یا نه، بگذارید. پدر و مادر بچه ای که خوکشی کرده...

افرادی هستند که نقص عضو دارند، سرش درد نمی کند، پایش درد نمی کند، بلکه پا ندارد، دست نداردو...

زندگی کردن را یاد بگیریم.

یادداشتی از دکتر محمود معظمی در مجله خلاقیت

روش درمان بیماری های اخلاقی از نگاه مولانا+ ویدئو


کلام مولانا اساساً چیزی بجز عشق نیست، عشق مانند سایر اجزاء جهان حقیقتی است سیال و مواج و توقف و درنگ ناپذیر، و در حقیقت عنایت و هدایتی است الهی و تفسیر آن در دفتر و کتاب نگنجد.

(برای دیدن ویدئو روی ادامه مطلب کلیک کنید.)

روش درمان بیماری های اخلاقی از نگاه مولانا+ ویدئو
انتشار : ۱۲ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

با شنیدن پاسخ منفی در فروشندگی تلفنی کنار بیاید و الا بزاریدش کنار


هیچ کس از فروش تلفنی خوشش نمی آید. احتمالا فروشندگان حرفه ای کمترین علاقه را به این بخش از کارشان دارند. اما فروش تلفنی هم یکی از مهم ترین فرآیندهای فروش و تبدیل مشتریان احتمالی به مشتریان واقعی و بستن قرارداد است.

اگر به طور مداوم در فروش تلفنی به بن بست بخورید و پاسخ منفی بشنوید، احتمالا کمی ترس یا بهتر بگویم، عدم تمایل نسبت به این نوع فروش در وجودتان ایجاد می شود. اما موضوع اصلی این است که اگر نتوانید با شنیدن پاسخ منفی کنار بیایید، باید برای همیشه حرفه فروش را ببوسید و بگذارید کنار!

روش فروشندگی تلفنی

بخش مهمی از آماده سازی برای تماس تلفنی این است که فهرست شماره های تلفنتان را به خوبی بررسی کنید. نباید فقط دفترچه تلفن را بردارید و به طور تصادفی با اسم های داخل آن تماس بگیرید. از اینترنت استفاده کنید. فهرستی هدفمند از افراد تصمیم گیرنده ای تهیه کنید که به محصول یا خدمات شما نیاز دارند. از لینکدین استفاده کنید و مشاغل و افراد مرتبط با محصولات یا خدمات خود را بیابید.

نکته مهم:پیش نویسی از حرف هایی که می خواهید بزنید، یادداشت کنید. شاید خنده دار به نظر بیاید، اما بنویسید که می خواهید چه چیزهایی را بگویید. فروش تلفنی تلاشی برای معرفی محصولتان به مشتری احتمالی است. به این فکر کنید که آیا اگر این مشتری را به صورت حضوری ملاقات می کردید، برای جذب او چه کارهایی انجام می دادید؟

 

برای اینکه درباره فروش موفق و هنر فروشندگی بیشتر بدانید، پیشنهاد می کنم دو کتاب زیر را در سبد مطالعه خود قرار بدین.

1. هنر فروش کردن/ برایان تریسی

2. هنر فروش موفق/ ریچارد دنی

 

روش تایید عشق زمینی توسط مولانا


عاشقی گر زین سر و گرزان سر است                                         عاقبت ما را بدان سر رهبر است

عشق های زمینی، خود پیش درآمدی بر شیفتگی خدایی است یا به سخن درست زمینه ی تجربه ی آدمی است از عشق. عشقی که به هر روی فرجام آن، چنان که بایزید بسطامی گفته، یگانه گشتن عشق و عاشق و معشوق با هم است. همچنان که در عشق مجنون به لیلی، مجنون سرانجام دلستان واقعی را باز می شناسد که همان آفریننده و پدید آورنده ی شاهکاری چون لیلی است. هر شیفته ای می تواند از راه عشق ورزیدن به معشوق زمینی، به آستان دلستان بی همانندی چون جانانه روی نهد.

هنگامی که سخن درباره ی عشق زمینی است باید آن را تمام و کمال پذیرفت و هرگز نباید آن را نفی کرد، هر اندازه که دیدار معشوق در این عشق افزونی پذیرد، سوزش درونی عاشق نیز افزایش می یابد. زردرویی و سوزیدگی از نشانه های عاشق است، حالا چه زمینی و چه آسمانی.

درباره ی پذیرش عاشق و تسلیم برابر خواست های معشوق، عین القضاة همدانی در تمهیدات می گوید:« زهی عشق که گفت: ما در ابدی را اختیار کردیم، و رحمت و لطف را نصیب دیگران کردیم! هر روز صد هزار درد پیاپی، آن مهجور نوش می کند و این بانگ بر می دارد:

عاشقان را جام می با خم می همسنگ ده                            هر کسی را در نوا و در خور فرهنگ ده

هنگامی که دلداده اندوه خود را با دلستان در میان می گذارد، او می گوید: اندوه چه زَهره دارد که به سراغ تو بیاید؟ مگر اندوه نمی داند تو یار منی و به من دلسپرده ای و دلی که از عشق مالامال باشد، جایی برای پذیرفتن ندارد.


نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما