روش ها

روش ها

بر اساس آموزه های عرفانی

محل لوگو

ارتباطات مؤثر؛ روش صحیح و سازنده بیان احساسات


واکنش افراد در مقابل کلام شما، به شیوه ارائه پیام بستگی دارد. فرض کنید در صف نانوایی ایستاده اید. یک نفر بدون رعایت نوبت وارد صف می شود. شما می گویید:«آقا! نباید بدون نوبت وارد صف شوید. شما با این کار دارید حق مردم را ضایع می کنید.»

شما با این شیوه سخن گفتن، احساسات خود را به طور صریح و مستقیم بیان نمی کنید، بلکه طرف مقابل را متهم می کنید. در حالی که شما احساس خود را باید بگویید.

اگر کسی جلوی شما سیگار می کشد و دود آن شما را اذیت کند، به شیوه های مختلفی می توانید به او تذکر دهید. مثلا می توانید به او بگویید:« تو باید سیگار را ترک کنی. سیگار بوی بسیار بدی دارد.»

اما با گفتن این جمله مستقیما احساساتتان را بیان نکرده اید. بیش تر به نظر می رسد که اتهام یا شهادتی منفی را در مورد رفتار او اعلام کرده اید. شما دیدگاه منفی خاص خود را آن چنان بیان کرده اید که گویی یک واقعیت کامل و یدیگاه همه افراد است و به جای اینکه این اتهام فراگیر را بیان کنید، فکرتان را مستقیما بگویید. برای مثال بگویید:« خیلی از دود سیگار شما ناراحتم.»

به این ترتیب طرف مقابل می تواند به احساس مشخص شما واکنش نشان دهد. این موضوع درباره احساسات مثبت نیز صادق است. اگر به کسی بگویید:« تو را دوست دارم» یا « شیوه ای را که کار می کنی، خیلی دوست دارم» احساستان را مستقیم تر بیان کرده اید تا این که بگویید« خیلی دوست داشتنی هستی!» یا « خیلی خوب کار می کنی!»

عباراتی که در بیشترین حد ممکن احساسات ما را به شکل مستقیم بیان می کنند، به جای اینکه با کلمه«تو» شروع شوند، با کلمه «من» شروع می شوند. مثلا گفتن جمله« من خیلی ناراحت شدم که کتابم را نیاوردی» خیلی مستقیم تر است از اینکه بگوییم:« عادت خیلی بدی است که آدم چیزهایی را که امانت می گیرد، پس نیاورد.» ممکن است بعضی ها از جمله دوم برداشت نادرستی کنند.

ما اغلب شیوه های اتهام بستن و کلی گویی را به کار می گیریم، چون فکر می کنیم برای اینکه نظرمان پذیرفته شود، باید احساساتمان را توجیه کنیم. در این صورت، با بیان احساسات شخصی، به عنوان واقعیتی انکار نشدنی یا دیدگاهی همگانی، تصور می کنیم احساساتمان منطقی تر جلوه می کند و پذیرفته می شود.

متأسفانه در بیشتر موارد از کاربرد این شیوه ها نتیجه معکوسی حاصل می شود. توصیف های غیر مستقیم و متهم کننده نه تنها مانع از این می شوند که دیگری احساسات منفی ما را بپذیرد و احساسات ما را بی طرفانه بررسی و درباره آن فکر کند،بلکه به سادگی به سمتی رانده می شود که به اتهام های ما به شکلی تدافعی پاسخ گوید و از اشتباهات خود کورکورانه دفاع کند.

روش سازنده و مستقیم بیان احساسات منفی، مانند احساسات مثبت می تواند به شکل این فرمول ساده خلاصه شود که بگوییم:

وقتی شما این کار را در در این موقعیت مشخص انجام می دهید، این احساس در من ایجاد می شود.

 

برای مطالعه بیشتر کتاب های زیر پیشنهاد می شود:

 

ارتباطات مؤثر؛ روش صحیح و سازنده بیان احساسات
انتشار : ۳۰ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش حافظ برای نرنجیدن


لسان الغیب، حافظ شیرازی:

جفا کشیم و ملامت خوریم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

مردی از عراف خواست که او را موعظه کند.

عارف گفت:« مرنج و مرنجان!»

مرد گفت:« مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم ولی «مرنج» یعنی چی؟ چه طور می توانم ناراحت نشوم؟ مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده، چطور نباید برنجم؟

عارف پاسخ داد:« علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی!»

 

 

روش حافظ برای نرنجیدن
انتشار : ۲۹ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

هفت نکته طلایی درباره روش های فروش موفق


1. تمامی مهارت های فروش، از جمله قطعی کردن فروش، قابل یادگیری هستند. اگر بتوانید اتوموبیل برانید، بدانید که می توانید فروش را هم قطعی کنید.

2. در کار فروش شخصیت شما مهم تر از مهارت های فروش شماست. مهم تر از محصول یا خدماتی است که آن را به فروش می رسانید. شخصیت شما 80 درصد موفقیت فروش شما را رقم می زند.

3. هر چه نسبت به خود احساس بهتری داشته باشید، مطمئن تر می توانید مشتری یابی کنید، کالایتان را عرضه نمایید و فروش را نهایی کنید. بدون اعتماد به نفس تقریبا فروش کردن غیر ممکن می شود.(خودتان را دوست بدارید و از خود مراقبت کنید تا دیگران را بتوانید دوست داشته باشید و به موفقیت های بیشتر برسید.)

4. اچ. ال. هانت صاحب بیش از 200 شرکت جهان و یکی ار ثروتمندان جهان:

«من صدها شرکت را تأسیس کرده ام. من در مدت 50 سال تجربه به این نتیجه رسیده ام که برای موفقیت به دو چیز احتیاج است. اول اینکه تصمیم بگیرید که دقیقا چه می خواهید. اغلب اشخاص این کار را نمی کنند. دوم، تصمیم بگیرید که برای رسیدن به خواسته خود مایلید چه بهایی بپردازید و بعد مصمم شوید که این بها را بپردازید.

فروشندگان برجسته مصمم هستند که موفق شوند. آنها مایلند که بهایش را پیشاپیش بپردازند.

5. فروشندگان برجسته در حالی که در حال حاضر فروش می کنند، به فروش های دوم و سوم خود هم می اندیشند. از اینکه بگذریم، آنها فروش بیست سال بعد به این مشتری را هم در نظر می گیرند.

6. هنری فورد زمانی گفت:« دو کیفیت بسیار مهم برای موفقیت در تجارت، یکی صبر و شکیبایی و دیگری آینده نگری است. کسی که صبر ندارد، برای موفقیت در این دنیای رقابت آمیز ساخته نشده است.

راه سریع و بی تلاشی برای کسب درآمد وجود ندارد. برنامه های به سرعت ثروتمند شوید تنها برای کسانی سودمند است که این برنامه ها را می فروشند. حتی دقیقه ای از عمرتان را صرف میان بر رفتن برای رسیدن به ثروت نکنید.

7. فروشندگان برجسته خودشان را باور دارند. آنها سوای خودشان، به شرکتی که آنجا کار می کنند و محصولات و خدماتی که ارائه می دهند نیز اعتقاد دارند. به نظر می رسد که رابطه مستقیمی میان شدت باور و اعتقادتان به کالا یا خدمتی که می فروشید و توانایی مجاب کردن مشتری به خرید کالا یا خدمت مورد اشاره وجود دارد. مشتری هرگز نمی تواند بیش از شما کالا یا خدمت شما را قبول داشته باشد.

برگرفته از کتاب هنر فروش کردن/ برایان تریسی

برای مطالعه بیشتر درباره هنر فروش سه کتاب زیر رو به شما معرفی می کنم. این کتاب ها به طرز معجزه آسایی شما را در فروشندگی صاحب مهارت و تسلط می کند.

 

 

به بهانه شب یلدا؛ ابراز عشق مهم ترین روش ایجاد ارتباط مؤثر


بیشتر مردم راه های ایجاد و حفظ پیوندهای مهرآمیز را نمی دانند و در ابراز عشق و علاقه ی خود ناتوان هستند و زبانی بسته دارند. دلیل این مطلب این است که این افراد در محیط هایی پرورش پیدا کرده اند که در آن ابراز عشق و علاقه وجود نداشته است و آن ها نتوانسته اند ابراز عشق را بیاموزند. در اغلب خانواده های سنتی فرهنگی حاکم است که ابراز عشق و علاقه را مجاز نمی داند و چنین عملی را مترادف با بی حیایی می داند. با آن که همه می دانند که عشق با اقرار نکردن می میرد و بر زبان جاری نکردن آن موجب ایجاد بزرگ ترین رنج ها و فاصله ها می شود معمولا اغلب مردم تا لحظه ی مرگ هم به عزیزانشان نمی گویند که آن ها چه اهمیت و ارزشی در زندگیشان دارند. اغلب عواطفشان را نثار سنگ های سرد گور می کنند و دسته گل ها را فقط برای مردگان می برند. همسران در حضور دیگران به یک دیگر ادای احترام نمی کنند و احترام ها و قدردانی ها را به غریبه ها بیشتر از عزیزانی که دوستشان می دارند نثار می کنند. در اغلب خانواده ها صدای عشق به ندرت شنیده می شود و هنگامی هم که ابراز علاقه ای در کار باشد در خفا و آرام و با خجالت و شرم بر زبان جاری می شود. در حالی که والدین در حضور کودکان خود به راحتی نزاع می نند و حرف های خشن و ناپسند را با صدای بلند و با شدت تمام بر زبان جاری می کنند.

انسان ها در هیاهوی شهرهای پر ازدحام در کنار هم و تنها زندگی می کنند و مجال ارتباط های انسانی به حداقل رسیده است. اگر گاه گاهی مهمانی و مراسمی هم باشد و اعضای فامیل گرد هم جمع شوند غذایی یا میوه ای در سکوت صرف می شود یا محاورات بیهوده ای صورت می گیرد اما هیچ مکالمه ای که انتقال دهنده ی عاطفه ای باشد انجام نمی شود و هیچ کس از غم ها و شادی های دیگری خبردار نمی گردد و به آن اعتنایی نمی کند.

آن گاه همه خود را با تنقلات یا موبایل و تلگرام و اینستاگرام و تماشای تلویزیون مشغول می کنند یا به ورق بازی و سرگرمی های بیهوده ی دیگری می پردازند تا در جمع هم بتوانند از جمع بگریزند و به خلوت و تنهایی فرو بروند و به خویش مشغول باشند.

آمار سرسام آور خودشی و طلاق و اعتیاد و بیماری های روانی و عصبی و انسان هایی که به قول احمد شاملو در بستری خفته در کنار هم در دورترین حجمی از یکدیگر قرار دارند و هم زیستی شان در کنار هم فقط استمرار آزار یکدیگر است،حاکی از این مطلب است.

اما روشی اولیه و ابتدایی:

اگر والدین هم چنان که مسکن و پوشاک و خوراک و امکانات رفاهی را برای پرورش جسم فرزندانشان فراهم می کنند و امکان تحصیل را برای پرورش ذهنشان مهیا می کنند، عشق را هم برای پرورش روحشان ابراز کنند و آن ها را تشویق و ترغیب کنند تا از عواطف و شادی ها و اندوه هایشان سخن بگویند و به حرف هایشان با احترام و تکریم گوش فرا دهند، آن ها هم یاد می گیرند که عاطفه و علاقه ی خود را آشکار کنند و بدین ترتیب مهارت های ایجاد ارتباط مؤثر را فرا گرفته، در زندگی فردای خویش به کار می برند.

برگرفته از کتاب در آغوش عشق/ رضا سلیمی منش

روش مقابله با افسردگی و دل مردگی ازنگاه مولانا


جمله خلقان، سخره ی اندیشه اند                                      ز آن سبب خسته دل و غم پیشه اند

اغلب بدبختی ها، افسردگی ها، دل مردگی ها، اضطراب ها و نا امنی های آدمی ریشه در اندیشه های غیر منطقی و افکار نادرستی دارد که وجود آدمی را تسخیر و برده ی خود کرده است و تا انسان از این انگاره ها و قالب های دانستگی و اندیشگی آزاد نشود از دام غم و اندوه فرو کاهنده نجات نخواهند یافت.

اگر اندیشه نیک شود، احساس و عواطف نیز نیک می شود و جهان بیرونی به تبع آن ها لذت بخش می گردد. زیرا تا جان دگر نشود، جهان دگر نشود.

اساس تغییر نگرش و نگاه به جهان هستی و واقعیت های آن ریشه در نوع اندیشه و احساسی دارد که آدمی از آن منظر به جهان و واقعیت می نگرد. همه ی تلاش اندیشمندان بزرگ، مصلحان تاریخ و رسولان الهی در این بوده است که اندیشه و منطق انسان را نسبت به دیدن بهتر و واقعی تر از جهان هستی تامل بخشند. زیرا اگر اندیشه ی انسان نیک و زیبا شود جهان نیز در نزد او نیک و زیبا می شود.

و باز مولانا در همین راستا می گوید:

ای برادر تو همه اندیشه ای                                                               مابقی تو استخوان و ریشه ای

گر بود اندیشه ات گل،گلشنی                                                             ور بود خاری تو هیمه ی گلخنی

ارتباطات مؤثر؛ اساسی ترین روش برای برقراری ارتباط مؤثر


آیا تا به حال کسی در مورد شما دچار سوء تفاهم شده است؟ آیا تا به حال پیش آمده که کاری را با نیت و انگیزه ای خوب انجام داده باشید، ولی دیگران آن را بد تلقی کرده باشند؟

پژوهشی علمی نتیجه شگفت انگیزی را از ارتباط بین انسان ها ارائه می دهد. در این تحقیق مشخص شده است که 70 درصد ارتباطات- در یک فرهنگ و با یک زبان- اشتباه فهمیده یا اشتباه تفسیر می شوند. بسیاری اوقات اصلا متوجه نمی شویم معنایی که در ذهن ما بوده، در ارتباط با طرف مقابل، اشتباه برداشت شده است.

ارتباط مؤثر در گرو توان ما در درک این واقعیت است که دیگران ما را چطور می بینند. زمانی ارتباط مؤثر است که فرستنده بتواند تأثیری را که از حرف هایش انتظار دارد، بر روی گیرنده ببیند. یعنی«نیت و انگیزه ما» با «برداشت طرف مقابل» مساوی یا خیلی نزدیک به هم باشد.

اساسی ترین روش در مؤثر بودن ارتباط آن است که ما نیت و انگیزه خود را به بهترین وجه روشن سازیم و آنچه می خواهیم بگوییم یا احساس کنیم، با صادقانه ترین حالت، به وسیله کلام و به همان میزان به شکل غیر کلامی بیان کنیم.

نباید تصور کنیم که دیگران می دانند در فکر ما چه می گذرد. از این رو باید کلامی روشن و مشخص داشته باشیم تا گیرنده مجبور به ذهن خوانی نباشد.

ارتباط مؤثر با موانع مختلفی روبرو می شود. بخشی از این موانع عبارتند از: فقدان دانش و اعتبار یکی از طرفین ارتباط، گوش نکردن یا شنیدن مطلب دلخواه، تعصب در شنیدن، وجود افکار از پیش مشخص شده و پیش داوری، خساست در دادن یا رد و بدل کردن اطلاعات، گوشه و کنایه زدن، در لفافه صحبت کردن، زود نتیجه گیری کردن، قضاوت کردن افراد، درگیری در بحث و جدل، کمبود وقت، انحراف از موضوع اصلی، از دست دادن صبر و حوصله و ضریب پایین شکیبایی، نصیحت کردن و لحنی اندرزگویانه داشتن، عدم توجه به نیازهای روحی و شخصیتی مخاطب و مشخص نبودن اولویت های ارتباط برای خود و مخاطب.

هدف از ارتباط مؤثر آن است که رابطه بهتری با دیگران داشته باشیم، زندگی خوش تری را با آن ها پایه ریزی کنیم و از زندگی، لذت و مسرت بیش تری ببریم. درجه ای که در آن ارتباطات را لذت بخش می دانیم، کاملا به احساسی بستگی دارد که ما از فرد مقابل خود داریم. اگر فرد مقابل را دوست داشته باشیم، ارتباط برای ما لذت بخش خواهد بود.

ارتباطات مؤثر؛ اساسی ترین روش برای برقراری ارتباط مؤثر
انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

کسب و کار اینترنتی؛ اهمیت سرعت برای گوگل


در سئو سازی گوگل به سرعت سایت خیلی اهمیت می دهد. همان گونه که کاربران از سایت های با سرعت بالا استقبال می کنند. مثلا اگر صفحات یک سایت با کندی باز شوند از دیدن آن سایت مطئنا منصرف می شویم.

عواملی که باعث سرعت خوب سایت می شوند:

  • استفاده از قالب های خوب و بهینه
  • استفاده از تصاویری که حجمشان پایین است ولی در عین حال کیفیت آنها حفظ شده است.
  • سایت دارای Header و Footer مناسب باشد.
  • طول محتوایی که در سایت بارگذاری می کنیم، مناسب و به اندازه باشد.
  • از سروری(Server) استفاده شود که سرعت آن بالا باشد.

 

کسب و کار اینترنتی؛ اهمیت سرعت برای گوگل
انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

ارتباطات مؤثر؛ روش مقابله با افکار سمی


انرژی تمرکز حواس عاملی ضروری در ارتباط سالم است. تمرکز حواس ایجاب می کند قضاوت را رها کنیم، از تنفس و بدنمان آگاه باشیم و به آنچه در اطرافمان می گذرد توجه کامل داشته باشیم. این امر کمکتان می کند دریابید آیا فکری که تازه ارائه کرده اید سالم یا ناسالم، دوستانه یا غیر دوستانه است.

گفتگو منبع تغذیه است. همه ما گاهی تنها می شویم و دلمان می خواهد با کسی صحبت کنیم. ولی وقتی شما با شخص دیگری گفتگو می کنید، شاید حرف های آن شخص پر از مواد سمی مانند تنفر، خشم و نا امیدی باشد.

وقتی به حرف هایی که دیگران می زنند گوش می کنید، دارید آن مواد سمی را مصرف می کنید. شما دارید مواد سمی را وارد بدنتان می کنید. به همین دلیل است که تمرکز حواس در صحبت کردن و همین طور در گوش کردن بسیار مهم است.

اجتناب از گفتگوی سمی ممکن است دشوار باشد، به خصوص در محل کار. اگر با چنین مشکلی رو به رو هستید، مواظب باشید. باید آگاه و محتاط باشید تا این نوع درد و رنج ها را جذب نکنید. شما باید با انرژی همدلی از خودتان محافظت کنید به طوری که وقتی گوش می دهید، به جای مصرف مواد سمی، به طور جدی در خودتان همدلی بیش تر ایجاد کنید. وقتی به این شیوه گوش می کنید، همدلی از شما محافظت می کند و شخص مقابل کم تر عذاب می کشد.

شما افکار، گفتار و اعمالی را که خود ایجاد می کنید و افکار،گفتار و اعمال افراد دور و بر خود را فرو می برید. این نوعی مصرف است. بنابراین، وقتی چیزی می خوانید، یا به کسی گوش می دهید، باید مواظب باشید. نگذارید مواد سمی سلامتیتان را از بین ببرد و باعث عذاب شخص یا گروه مقابل شود.

مجموعه ای سودمند برای شما لطفا کلیک کنید:

 

پنج روش طلایی برای موفقیت و شادکامی


1) همان انرژی که برای مبارزه با شیطان صرف می کنید،صرف عشق ورزیدن به هم نوعان خود کنید. در این روش، شیطان در تنهایی خودش خواهد مرد.

2) اینجاییم تا به جهان هستی عشق بورزیم. اینجاییم تا عشق را در مقابل ترس انتخاب کنیم. عشق هدیه ایست که که به خود و به یکدیگر تقدیم می کنیم. عشق مقصد روح ماست.

3) پائولو کوئلیو در کتاب یازده دقیقه پاسخ می دهد: باید بدانیم عشق درون ديگران نيست، بلكه درون خود ماست. ما آن احساس را بيدار می كنيم، ولی برای اين ‌كه بيدار شود به ديگران نياز داريم! دنيا تنها زمانی برای ما معنا دارد كه بتوانيم كسی را برای شركت دادن در هيجاناتمان بيابيم.

4) هفت روش برای شاد بودن:

اول:کمتر فکر کنید،بیشتر احساس کنید.

دوم:کمتر اخم کنید، بیشتر لبخند بزنید.

سوم:کمتر صحبت کنید،بیشتر گوش دهید.

چهارم:کمتر قضاوت کنید، بیشتر بپذیرید.

پنجم:کمتر ببینید، بیشتر انجام دهید.

ششم:کمتر گلایه کنید، بیشتر سپاسگزارباشید.

هفتم:کمتر بترسید، بیشتر دوست داشته باشید ..

5) روشی برای دور انداختن افکار آزار دهنده : بنویسید تا غمگین نباشید زمانی که شما احساس غمگین بودن یا عصبانیت می کنید، ممکن است روزها یا هفته هارا با این احساسات بد و منفی سپریکنید. دانشمندان برای رهایی از این احساسات منفی راه حل «نوشتن» را پیشنهاد می کنند. آنها به افراد توصیه می کنند که تمام افکار و احساسات بد و ناخوشایند و آزاردهنده را با نوشتن از خود دور کنند. افراد می توانند بدون هیچ محدودیت و قضاوتی، افکار و احساسات خود را بر روی کاغذ بیان کنند.

گفتنی است ، پس از نوشتن تمام این احساسات بد و منفی، کاغذ را دور بیندازید. زیرا از نظر علمی ثابت شده که با دور انداختن آن، احساسات ناخوشایند از شما فاصله گرفته و روزنه های امید و شادی در شما شکل می گیرد.

پنج روش طلایی برای موفقیت و شادکامی
انتشار : ۲۲ آذر ۱۳۹۷

برچسب های مهم

روش شاد زیستن


این پرسش مهم را از خود بپرسید:«بیشتر اوقات چه احساسی دارم؟» اگر پاسخ شما به گونه ای است که نشان می دهد احساس اضطراب، نگرانی، آسیب دیدگی، افسردگی، نا امیدی و نظایر اینها را دارید پس شما ارتباط معنوی خویش را قطع کرده اید. قطع ارتباط معنوی یعنی شما به میدان انرژی شخصی خود اجازه داده اید که توسط نیروهای ضعیفی که پیرامونتان را احاطه کرده اند، آلوده شود.

در این حالت به مراقبه بپردازید. یعنی به مکان ساکت و خاموش پناه ببرید، جایی که بتوانید ارتباط معنویتان را برقرار سازید. شادی درونیتان سریع به شما باز می گردد. هر استادی که واقعا تأثیری مهم در زندگی من داشته است این ویژگی شگفت انگیز یعنی توانایی خندیدن، سهل گرفتن زندگی، ساده و بی خیال بودن را برایم شرح داده است.

از این مقیاس، برای اندازه گیری سطح آگاهی معنوی خود استفاده کنید. اگر شاد نیستید به خودتان یادآوری کنید که رضایت کامل و شادابی محض را فقط در ارتباط با خداوند پیدا خواهید کرد.

اشاره کنم که ظاهر اشخاصی که به درجه ی بالایی از آگاهی معنوی رسیده اند خصوصیت قابل توجهی دارد. به نظر می رسد آن ها همیشه در خوشی و سعادت به سر می برند.

نکته: سالیان پیش در قرآن این مطلب آمده است و ما نیز از آن گذشته ایم به سادگی!

قرآن: أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ(سوره یونس/ آیه 62)

ترجمه: آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمى است و نه آنان اندوهگين مى ‏شوند.

برگرفته از کتاب راه حل معنوی مشکلات/ دکتر وین دایر

روش های غلط و صحیح نصیحت فرزندان در قالب جملات


بسیاری از جملاتی که به فرزندان می گوییم، تأثیر بدی روی آینده آن ها می گذارد. به جای آن ها، چه بگوییم؟

شش جمله مصطلح:

1. آنچه می گوییم: روی آینده تمرکز کن و به دنبال پاداش باش!

آنچه باید بگوییم: در لحظه زندگی کن!

2. آنچه می گوییم: استرس اجتناب ناپذیر است؛ باز هم ادامه بده!

آنچه باید بگوییم: یاد بگیر که استرس را کنترل کنی!

3. آنچه می گوییم: از وقتت برای درس خوندن استفاده کن!

آنچه باید بگوییم: از کاری نکردن هم می توانی لذت ببری!

4. آنچه می گوییم: فقط با توجه به توانایی هایت ادامه بده!

آنچه باید بگوییم: می توانی اشتباه کنی و از آن درس بگیری!

5. آنچه می گوییم: ضعف هایت را بشناس و هیچ وقت نازک نارنجی نباش!

آنچه باید بگوییم: با خودت خوب رفتار کن!

6. آنچه می گوییم: دنیا پر از گرگ است؛ باید فقط برای منفعت خودت کار کنی!

آنچه باید بگوییم: با دیگران همذات پنداری کن!

(برداشتی از مجله موفقیت شماره 358)

روزنامه نگاری؛ خبرنویسی 1- روش هایی برای گزینش مهم ترین اخبار از میان هزاران خبر


به لطف وجود رسانه های اینترنتی، روزانه بیش از هزاران خبر در دنیا برای انعکاس در دسترس ما قرار می گیرد.

بی شک، انتشار و پوشش دان همه آنها امکانپذیر نیست و باید به دنبال پوشش دادن اخبار مهم از میان هزاران رویداد دیگر باشیم. حالا سوال اینجاست که چه عناصر یا فاکتورهایی باید در یک رویداد باشد تا آن را قابل انتشار نماید؟

در درس خبرنویسی برای آن پاسخ مناسبی داده شده است؛ وجود عناصری در یک رویداد که منجر به گزینش آن و تبدیل به خبر می شود، با عنوان ارزش های خبری(News Values) می باشد.

ارزش های خبری، معیارهای گزینش رویداد را به ما می دهد؛ ارزش هایی که در روزنامه نگاری معاصر تقریبا حالت معیار مطلوب(استاندارد) به خود گرفته اند. این هفت ارزش ها در سراسر جهان برای روزنامه نگاران آشنا و شناخته شده هستند.

1. در برگیرندگی/ فراگیری(Impact): بر تعداد فراوانی از افراد جامعه تأثیرگذار باشد.مثل خبر ضرورت دریافت کارت سوخت

2. شهرت(Eminence): اشخاص، اشیای مکان ها، نهادها و مفاهیمی که دارای شهرت هستند. مثل اخبار داعش

3. برخورد و کشمکش(Conflict): این برخوردها به شکل انسان علیه انسان، انسان علیه محیط زیست و انسان و فجایع طبیعی و خوادث مربوط به حیات وحش قابل پیگیری هستند. اخبار سرقت ها، قتل ها، جنگ ها، تصادف ها، زلزله هاو... از این قبیل خبرهای برخوردی به شمار می آیند.

4. استثنا و عجیب بودن(Oddity): به طور کلی این رویدادهای نادر را خوانندگان و مخاطبان خبرها تحت عنوان«ترین ها» می شناسند: پیرترین فرد جهان، بلندترین آسمان خراش دنیا، گل زن ترین فرد جهان و...

5. بزرگی و فراوانی تعداد و مقدار(Magnitude): این ارزش خبری عمدتا به اعداد و ارقام مربوط می شود. به عنوان مرگ 100 نفر بر اثر خوردن مشروبات الکلی تقلبی

6. مجاورت(Proximity): مخاطبان رسانه ها ترجیح می دهند که ابتدا از خبرهای مربوط به محله، شهر،کشور و کشورهای همجوار خود اطلاعات کسب کنند.

7. تازگی(Timeliness): روزنامه مثل نوزادی است که در همان روز تولد جان می سپارد. روزنامه ای از لحاظ خبری موفق تراست که حاوی «اخبار تازه تر» و به عبارت بهتر حاوی اخبار«به هنگام» باشد.

تمرکز فکری بی نظیر بیل گیتس


اگر میزان تمرکز و یقین ما در تفکری که می کنیم، 93 درصد باشد، تمرکز در عمل و شدت عمل ما نیز، همین 93 درصد می باشد؛ یا اگر اولی 20 درصد باشد، دومی هم همان 20 درصد می باشد. شکل دیگرش این گونه می شود: اگر فقط یک فکر در ذهنمان باشد، تمرکزمان بالا، اگر دو فکر در ذهنمان باشد که یکی مثبت و یکی منفی است، تمرکزمان متوسط و اگر ده فکر در ذهنمان باشد، تمرکزمان افتضاح خواهد بود.

خیلی ها درباره نسبت این فکر و عمل با هم صحبت کرده اند. اگر ذهن شما آشفته و سرشار از تصورات و اهداف مختلف باشد، در این صورت عمل شما نیز چنگی به دل نخواهد زد.

اما اگر همه فکر و ذهن شما در تسخیر یک ایده باشد، آن وقت می توان قدرت این تمرکز و یقین را در عمل دید.

پروفسور«کل نیوپورت»، استاد دانشگاه جرج تاون، در این باره به سراغ "بیل گیتس" رفته و تمرکز او را ستوده است. اینکه در زمان جوانی تا دیر وقت روی برنامه های کامپیوتری خودش کار می کرد و به قدری غرق در این کار می شد که از فرط خستگی، سرش سنگین شده و روی کیبورد خوابش می برد؛ البته دو، سه ساعت بعد بیدار شده و چند بارپلک زده و کار را از جایی که تمام شده بود، شروع می کرد.

پروفسور نیوپورت، دلیل موفقیت بزرگ و استثنایی "بیل گیتس" را به نوعی همین تمرکز او می دانست و دلیل برتری او نسبت به شریکش، آلن را هم در همین تمرکز جست و جو می کرد؛ ذهن آلن سرگردان میان ایده ها و علاقه های زیاد بود و البته همه فکر و ذکر گیتس، فقط روی یک چیز تمرکز داشت؛ برنامه نویسی!

فرض این است که تمرکز فکری، رفتارهای متمرکز و منسجم، تمرکز متوسط فکری، رفتارهای متوسط و تمرکز پایین، رفتارهای غیر متمرکز و باری به هر جهت را سبب می شود.

(برگرفته از دو هفته نامه موفقیت/شماره 358)

روش و توصیه مولانا به شاد زیستن


مولانا از آن دسته عارفانی بود که یکپارچه شوریدگی و حال و دیوانگی بود. و اگر چه می گفت:

در غم ما روزها بیگاه شد                             روزها با سوزها همراه شده

(مثنوی معنوی/دفتراول)

اما چنانچه خواهیم دید در جان و در کام او نه غم بود و نه سوز و اگر چنانچه غم و سوزی بود، غم و سوزی نبود که با شور و حال و جذبه و شوریدگی منافات داشته باشد. مولانا از آن عرفانی بود که در بسط بود(شادی و گشایش چهره) نه در قبض(غم و غصه) و از آن دسته عرفایی بود که اهل خرابات بود(مست و شاداب) و نه اهل اهل مناجات. اگر چه هستی او سرشار از عشق و محبت به حضرت حق بود و به راستی یک اقیانوسی از آتش بود. اما در واقع هیچ غمی خاطر او را نگزید و هرگز بر گذشته ی خود پشیمانی نداشت و به راستی بهشت او در همین دنیا بود. مولانا اهل طرب و اهل طلب بود.

اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی                       وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی

به کاهلی بنشینی که این عجب کاریست                         عجب تویی که هوای چنان عجب نکنی

مولانا مدتی در طلب بود و وقتی که به مراد و معشوق رسید به طرب پرداخت و برنامه ی او برای زندگی همگان همین بود:

«که یا باید در طلب کوشید و یا در طرب»

و به حق عمر او در این دو مسیر گذشت.

روش های شناختن احمق همه چیزدان


بدانیم که ما از آنها نباشیم!

بزرگمهر وزیر خردمند خسرو انوشیروان:« همه چیز را همگان دانند و همگان هنوز از مادر زاییده نشده اند.»

از ویژگی های افرادی که در برابر هرگونه یادگیری،آموزش و دریافت داده های اطلاعاتی به شدت مقاومت می کنند این است که سوال می کنند و بیش از آنکه منتظر جواب باشند، منتظر تاییدی از طرف مقابلند.

نمی توانیم تضمین کنیم که ما هم جزو این افراد نباشیم. ضرر مقاومت در برابر یادگیری، بسیار بیشتر از صرف ندانستن است. خوب است که ویژگی های چنین افرادی را بشناسیم تا مبادا روزی خودمان در زمره آن ها قرار بگیریم؛ البته اگر همین حالا نباشیم.

افراد مقاوم در برابر یادگیری:

  • نقاط ضعف و کاستی های خود را نمی شناسند یا باور ندارند.
  • برای حل مشکلات، از دیگران کمک و مشورت نمی خواهند.
  • کسی را به عنوان صاحب نظر، قبول ندارند.
  • خود را همه چیزدان می دانند؛ چیزی را یادداشت نمی کنند و سؤالی نمی پرسند.
  • انتقاد پذیر نیستند و خود را همین طور که هستند، قبول دارند.
  • در اشتباهات و شکست هایشان، همه را مقصر می دانند، جز خودشان را.
  • اهل مطالعه و یافتن پاسخ پرسش های خود نیستند. چه بسا اصلا پرسشی برایشان مطرح نمی شود.
  • به جای یافتن راه حل، یا وسواس گونه بر مشکل تمرکز کرده و یا صورت مسئله را پاک می کنند.
  • در برابر رویدادهای گوناگون زندگی شان،آگاهانه رفتار نمی کنند و از اشتباهات و تجربه های خود یا دیگران درس نمی گیرند.
  • راحت طلب هستند و از تغییر یا یافتن مسیرهای تازه برای مشکلات یا رسیدن به اهدافشان، می گریزند.

راهکار:

هرگاه بتوانیم ضعف ها،کاستی ها یا نادانسته هایمان را ببینیم و بشناسیم و سپس تمایلی برای رفع آنها پیدا کنیم،آن وقت است که در جستجوی راهکار، نیاز به یادگیری را در خود احساس خواهیم کرد.

برای آنکه مقاومتمان در برابر یادگیری را هر چه کمتر کنیم خوب است بیشتر شنونده و بیننده باشیم تا گوینده؛ هر روز مقداری مطالعه کنیم و مطلبی جدید یاد بگیریم، با افرادی که اهل رشد یافتن و رو به جلو رفتن هستند، معاشرت کنیم و با غرورمان مبارزه کنیم تا دریچه ذهنمان بتواند به سوی یادگیری مطالب تازه باز شود.


نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما