روش ها

روش ها

نسخه های کاربردی و کوتاه

محل لوگو

نظرسنجی سایت

به نظر شما تولید محتوا در کدام حوزه بهتر است؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 942
  • بازدید دیروز : 142
  • بازدید کل : 262631

روش تحقق اهداف بسیار بزرگ


روش تحقق اهداف بسیار بزرگ

هر فرد، در این دنیا، خواسته یا ناخواسته، اهدافی دارد. مثلا محافظت از کار فعلی که در آن هستید یا پیدا کردن شغل جدید. همه این ها اهدافی برای داشتن آینده ای بهتر هستند. هر کاری را که برای برخورداری از زندگی بهتر انجام می دهید، جزو اهداف شما محسوب می شوند. مسأله مهم این است که کسانی به اهداف خود دست می یابند که روی اهدافشان واقعا تمرکز می کنند. آنها خوب می دانند برای تحقق اهداف باید زیرساخت،اولویت بندی و زمان بندی درستی داشته باشند. آن ها با مهارت های اولیه برای دستیابی به اهداف، به خوبی آشنا هستند.

همان گونه که می دانید، هدف اصلی باید مشخص، ساده، قابل دسترس و منطقی باشد. ولی یکی از مشکلات در دستیابی به یک هدف اصلی و بزرگ،این است که چطور به آن هدف دست پیدا کنیم؟ هر کتابی که می خوانید، حتما آن کتاب توسط شخصی نوشته شده است. هر کنسرتی که می روید، حتما نوایی که به گوش می رسد از اتحاد و حضور چند نوازنده ماهر است که می توانند روی صحنه حاضر شوند و در مقابل تعداد زیادی بیننده، بنوازند. شما همیشه محصول نهایی را می بینید، ولی از این که چگونه این محصول، تولید شده و چه مراحلی را طی کرده است، اطلاعی ندارید.

بحث های زیادی در مورد چگونگی دستیابی به اهداف وجود دارند و همه می دانند برای تحقق یک هدف بزرگ حتما موارد کوچک زیادی هستند که از اتحاد و انعطاف پذیری این موارد(که همان اهداف فرعی هستند)، می توان اهداف بزرگ را محقق کرد.

ولی دو جنبه برای دستیابی به اهداف بزرگ وجود دارند که با وجود اهمیت آن ها برای موفقیت، توجه زیادی به آن ها نمی شود. این دو جنبه به این شرح هستند:

1. پیش بینی وظایف و اقدامات خاصی که برای رسیدن به هدف اصلی و بزرگ، ضروری هستند.

داشتن نقشه راه، به تنهایی کافی نیست، اهداف کوچک تر زیادی وجود دارند که تا وقتی محقق نشوند، پیش بینی از روند کلی کار، ناممکن است. برای مثال، اشخاصی را می شناسم که می خواهند کتاب بنویسند. اولین چالشی که برای آن ها به وجود می آید، نوشتن خود کتاب است. آن ها فکر می کنند برای نویسنده شدن، فقط باید بنویسند و تلاش مستمر آنها برای نوشتن بیشتر،آن ها را تبدیل به نویسنده می کند و بعد از آن هم، کتابی منتشر خواهند کرد. در صورتی که یک نویسنده، باید به فکر داشتن یک ویراستار، یک صفحه آرا، نوشتن مقدمه و فهرست خوب و در نهایت یک رونمایی خوب از کتاب باشد؛ و به این بیفزایید ناشری را که بتواند آن کتاب را به خوبی بفروشد.

همچنین، چالش نوشتن نیز مراحل زیادی دارد و بیش از آن است که اغلب مردم تصور می کنند. از جمله این چالش ها می توان به مواردی اشاره کرد مثل: ساختار اصلی کتاب، فصل بندی و ربط مطالب با یکدیگر و...

در مورد اهداف بسیار بزرگ و اصلی، معمولا این گونه است که تا وقتی اکثر اهداف فرعی محقق نشوند، شما هیچ بازخوردی دریافت نخواهید کرد. باز هم همان مورد نویسندگی را مثال می زنم که حتی بعد از پایان یک فصل، باز هم نمی توان انسجام و هماهنگی باقی فصل ها و کل کتاب را تشخیص داد.

روش:

برای دستیابی به یک هدف بزرگ، باید آن هدف را به پروژه های کوچک تر یا اهداف فرعی تقسیم کرد. با تقسیم به اهداف کوچک تر، می توان بازخوردهای سریع تری گرفت.

هر چقدر هدف اصلی را به اهداف کوچک تر بیشتری تقسیم کنید، امکان بررسی و تجدید نظر در آنها آسان تر خواهد بود و در نتیجه، رسیدن به هدف اصلی، برایتان لذت بخش می شود.

 

  انتشار : ۶ دی ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 141

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما