روش ها

روش ها

نسخه های کاربردی و کوتاه

محل لوگو

نظرسنجی سایت

به نظر شما تولید محتوا در کدام حوزه بهتر است؟

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 173
  • بازدید دیروز : 234
  • بازدید کل : 231672

پرواز با پر و بال عشق به سوی خدا


پرواز با پر و بال عشق به سوی خدا

پیش درآمد: در این ابیات، مولانا جلال الدین محمد شیفتگان راستین را به سوی آسمان که در عرف پذیرفته ی عرفان، جایگاه مجازی خداوند جهانیان است، فرا می خواند. رفتن از این جهان، مرگ یا جدایی جان از تن نیست. سخن درباره ی آن است که شیفته، چنان که شایسته ی شورمند خداست، این جهان مادی را که خود جایگاه نمایانی خداست دیده و زیبایی ها و شکوه مینوی را در جهان خاکی بر رسیده، و اینک می تواند خود را آماده ی پرواز به جهان جانان کند...

خیزید عاشقان، که سوی آسمان رویم                          دیدیم این جهان را، تا آن جهان رویم

نی نی، که این دو باغ اگر چه خوش است و خوب              زین هر دو بگذریم، و بدان باغبان رویم

در این ابیات، مولانا جلال الدین محمد شیفتگان راستین را به سوی آسمان که در عرف پذیرفته ی عرفان، جایگاه مجازی خداوند جهانیان است، فرا می خواند. رفتن از این جهان، مرگ یا جدایی جان از تن نیست. سخن درباره ی آن است که شیفته، چنان که شایسته ی شورمند خداست، این جهان مادی را که خود جایگاه نمایانی خداست دیده و زیبایی ها و شکوه مینوی را در جهان خاکی بر رسیده، و اینک می تواند خود را آماده ی پرواز به جهان جانان کند، یا به سخن درست از نقص به کمال راه یابد. از دید بینشوران، درنوردیدن چنین راهی یکسان و یک روال نیست. چنان که از دید عطار نیشابوری در منطق الطیر، سالک برای رسیدن به آماج و مقصود، باید مراحلی را بپیماید و این مراحل را به «هفت وادی» همانند کرده که رهرو ناگزیر از عبور آن هاست. و این هفت وادی یا هفت تنگ را به ترتیب چنین بر شمرده است:

1. خواست یا طلب

2.شیفتگی یا عشق

3.شناخت یا معرفت

4.بی نیازی یا استغنا

5.یگانگی یا توحید

6.سرگشتگی یا حیرت

7.نیستی یا فنا

در نگرش مولانا جلال الدین این مُقامات پنج است و گامه ها عبارتند از:

1. یادبردگی ذهول

2.سرگشتگی یا حیرت

3. شناخت یا معرفت

4. یگانگی یا وحدت

5. شیفتگی یا عشق

از دید مولانا، چنان که در بیت یکم این سروده آمده، شیفتگان خدا با پر و بال عشق، پرواز به جهان رازها را می آغازند. در سراسر مثنوی دیده می شود که مولانا جان آدمی را وابسته به سرای خاکی نمی داند و این جان که بخشی از جانان است، هیچ گونه تعلقی به خاکدان زمین ندارد. چنان که در یکی از سروده های خود در دیوان کبیر، آدمیان را از جهان برین می داند که از جایگاه نخستین خود فرو افتاده و باید به سوی آن اوج گیرند.

آدمی موجی جدا شده از دریای خدایی است که به سوی زمین تاخته و این موج ناگزیر به بازگشت است:

ما ز بالاییم و بالا می رویم                     ما ز دریاییم و دریا می رویم

     ما از آن جا و از این جا نیستیم                 ما زبی جاییم و بی جا می رویم

در بیت دوم یادآور می شود که هر دو جهان، چه این سرا و چه سرای دگر، هر دو باغستان های خوش و نیکوی جانان اند. شیفته یا شورمند خدا، هر دو جهان را ارج می نهد، زیرا که جهان فرود خود تصویر جهان فراز است، ولی شیفته به این نشیب و فراز نمی اندیشد و به این باغستان ها دل نمی بندد. از هر دو می گذرد تا به سوی باغبان یا آراینده ی این دو باغستان گام بر دارد. گام برداشتن به سوی باغبان کار ساده ای نیست و تنها از رهروانی ساخته است که گشت و گذار به سوی خدا را به پایان رسانده و اینک به سوی نیستی در خدا و هستی یافتن در او می اندیشند. در مسیر پیشرفت مینوی، بر رهرو بایسته است تا مراتبی را بگذراند تا به رسایی دست یازد. این مراتب عبارتند از «سیر الی الله»، سپس«سیر فی الله»؛ بعد از آن« فنای فی الله» و سرانجام«بقاء بالله». در سیر الی الله ، رهرو تا آنجا که شناخت خداست پیش می رود، و چون خدای را شناخت، این مرحله پایان می پذیرد. از آنجاست که سیر فی الله آغاز می گردد که آن را انتهایی نیست.

در این مرحله است که سالک یا رهرو در می یابد که جز وجود خدا، هیچ موجود حقیقی دیگری نیست. مرحله ی بعدی، فنای فی الله است که همان محو شدن آثار و صفات بشری یا فانی شدن بنده در خداوند است. مولانا در دفتر ششم مثنوی(بیت 234) می گوید:

هیچ کس را، تا نگردد او فنا                        نیست ره در بارگاه کبریا

و عطار می گوید:

هر دل که از خویشتن فنا گردد                  شایسته ی قرب پادشا گردد

سرانجام بقاء بالله است که چون تمامی صفات آدمی نیست گردید، آنچه که باقی می ماند همه صفات ربانی است و این مرحله ی رسیدن به دریای هستی خدایی و باقی ماندن در آن است. باید از «خود» بیرون آمد، زیرا که «خود» اگر پایبند نفس اماره باشد، پیوسته به زمین خاکی است و به جدایی از آن دل نمی دهد و اگر آنچه می کند بر بنیاد راه یابی به جنت یا بهشت باشد، به گونه ای دیگر اسیر نفس خویش است. آن کس می تواند به باغبان بپردازد، که از هر دو باغستان دل بر کند.

  انتشار : ۱۳ بهمن ۱۳۹۷               تعداد بازدید : 65

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما