روش ها

روش ها

بر اساس آموزه های عرفانی

محل لوگو

دکتر قیصر امین پور


دکتر قیصر امین پور

این بار در الگوهای بهتر زیستن، صحبت از یک شاعر و نویسنده ی دلسوخته و تأثیرگذار در جریان شعر معاصر است.

کسی که چهره ی ماندگار شد؛

اما بعد از وفاتش!

چگونه رسمی ست در کشور ما؟

تا زنده ای فقط "قیصر امین پور" و وقتی از دنیا رخت بر بستی "استاد و چهره ماندگار دکتر قیصر امین پور!"

قیصر شعر ایران در سال 1376 با راهنمایی های استاد فرزانه، محمدرضا شفیعی کدکنی دکترا گرفت.

تدریس را به صورت جدی از دانشگاه الزهرا آغاز و در دانشگاه تهران به اوج خود رساند و خودش را به جامعه ادبی ایران معرفی نمود.

وی در سیر عاشقانه خود به سمت قله های ادبیات و شعر، افتخارات متعددی به دست آورد؛ از مرغ آمین بلورین تا عضویت پیوسته در فرهنگستان زبان و ادب فارسی و در نهایت هم چهره ماندگار ادبی ایران.

قیصر الگوی ما، انسان غریبی بود و در پشت چهره همیشه خندانش، غمی پنهان وجود داشت که از دردمندی وی برای جامعه ی اسیر در برهوت عاشقی، حکایت داشت.

این انسان فرزانه گوهرهای فراوانی را در صدف پر عشق وجودش خلق کرد؛ "تنفس صبح" را با حال و هوایی انقلابی تقدیم مشتاقان کرد؛ و بعد "در کوچه آفتاب" را به "طوفان در پرانتز" رساند.

برای نوجوانان دست به قلم شد و "بی بال پریدن" را به باور رساند. "منظومه ی ظهر دهم" و "مثل چشمه، مثل رود" را در زندگی نوجوانان ایران زمین جاری ساخت.

و شاهکارهای قیصر با "مجموعه ی اشعار بی نظیرش" و "دستور زبان عشق" تکمیل شد؛ به گونه ای که اثر آخر، کمتر از یک ماه به چاپ دوم رسید.

قیصر امین پور عمری کوتاه ولی پر بار داشت؛ و چه سخت است توصیف این پرباری!

مطلب در خوری به ذهنم نمی رسد...

کمی از خود قیصر سرقت ادبی می کنم و او را اینچنین توصیف می کنم:

او از آن جمله آدم هایی بود در زندگی

نمی گویم خوب یا بد...

چگالی وجودش بالا بود...

افکار، حرف زدن، رفتار

محبت داشتنش

و هر جزئی از وجودش امضادار بود...

یادت نمی رود "هستی اش را"

بس که حضورش پر رنگ است.

رد پا حک می کند او، روی دل و جان

بس که بلد بود«باشد»

این آدم را باید قدر دانست و گرنه دنیا پر است از آن دیگرهای بی امضایی که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است.

دکتر امین پور با نگاه تیزبین و دقیقش انسان ها را این گونه طبقه بندی می کند:

بعضی آدم ها ترجمه شده اند.

بعضی از آدم ها فتوکپی آدم های دیگرند.

بعضی از آدم ها با چند درصد تخفیف به فروش می رسند.

بعضی از آدم فقط جدول و سرگرمی دارند.

بعضی از آدم ها خط خوردگی دارند.

بعضی از آدم ها را چند بار باید بخوانیم تا معنی آنها را بفهمیم.

و بعضی از آدم ها را باید نخوانده کنار گذاشت.

از روی بعضی آدم ها باید مشق نوشت و از روی بعضی از آدما جریمه!

و ناگهان چقدر زود دیر می شود!

قیصر از دنیا می رود در حالی که هنوز 50 بهار از عمرش را ندیده است.

و ای دریغ و حسرت همیشگی!

باز هم همان حکایت همیشگی؛

پیش از آنکه با خبر شوی، وقت رفتن است.

قیصر امین پور در دوم اردیبهشت ماه 1338 در شهرستان گتوند از توابع شوشتر و دزفول و استان خوزستان چشم به دنیا گشود و در نیمه شب پاییزی هشتم آبان ماه 1386 در تهران چشم از دنیا فرو بست و در زادگاهش آرام گرفت.

روحش شاد.

  انتشار : ۲۴ تیر ۱۳۹۸               تعداد بازدید : 110

برچسب های مهم

دیدگاه های کاربران (0)

نسخه های کاربردی و کوتاه

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما